صعود به علم کوه

سردرگم برنامه هايى بوديم كه يكى پس از ديگرى كنسل شده تا بلاخره تصميم گرفتيم هر جورى هست تعطيلات عيد فطر بريم علم كوه راستش بخواين دلم واسه كوه لك زده بود و نمى توانستم شهوت حضور در چنين كوهى را بروز ندم . مقدمات برنامه خيلى سريع اماده كرديم و تيم چهار نفره ما ( على جمالى ، كوشا كاشانى ، حامد شكارى و النا بهراملو ) راهى منطقه شد . گزارشى كه ميخوانيد خلاصه ايست از لحظات خاطره انگيزى كه در تلاش بوديم تا بر قله ايمان و إراده بايستيم 

تهران - شهرك بهشتى ساعت ٤:٤٥ صبح 
با تماس حامد از خواب بيدار ميشم ، كوله بارمون اماده است و فقط ميوه و غذا رو تو كوله ميزارم توى كوله ،يه بار ديگه ليست لوازم چك ميكنم و با رسيدن اقاى جمالى خانه را ترك ميكنم ، هوا هنوز روشن نشده ولى خنك تر از روزهاى قبل به نظر مى رسه ، حامد و على اقا مشفول جا دادن كوله ها هستند ، چند دقيقه اى چيدن كوله ها تو ماشين وقت زمان را سرميكند، پمپ بنزين مقصد بعدى است و حوالى ساعت ٥:٤٥ تهران را بسمت فشم - ديزين - جاده چالوس - مرزن اباد - كلاردشت و در نهايت رود بارك ترك ميكنيم، هوا خنك اول صبح نشاط آور است و من تا مرز رويا ميبرد ، همين حوالى على داره از مراسم برج ميلاد كه به يابود كوهنوردان از دست رفته در بردوپيك ميگه ، بغض گلويم را مى فشارد ، و اشك گوشه چشمم را نشانه مى گيرد ، هنوز نرسيده ايم ولى بوي نان تازه ما را تا مرز صبحانه مى برد ولى ترجيح ميديم تا رسيدن صبر كنيم 

رود بارك - ساعت ١٠:٤٥ صبح 
همه چيز تا اينجا طبق برنامه پيش رفته و براى هماهنگى با نيسان به كمپ فدراسيون ميرم ، و از قرار معلوم  هر نيسان يا لندور ١٥٠ هزارتومان بابت رفت و برگشت به تنگه گلو ميگيرن بعد از چند بار كش و قوس يه نيسان هماهنگ ميكنيم ، با ٤نفر از بچه هاى ( اميد بزرگى ،مينا بختيارى ، ارش ايران پوريا و عليرضا)كه منتظره ماشين بودند تصميم ميگيريم كه با يك نيسان به سمت تنگه گلو بريم همين نكته اغاز دوستى ايست كه تا قله دوستى ها ما را ميبرد ، دوستى كه زمان زيادى نيست كه پيوند خورده ولى عمق زيادى دارد ، يه ته بندى مختصر ، بستن كوله ها ، و حركت به سمت تنگه ما را به علم كوه نزديك تر ميكند .

هوا افتابى ايست ، رود خانه سوغات كوهها را به همراه دارد و درختان سر به اسمان ساييده اند و كوه هاى سر به فلك كشيده ما را به تماشاى خود دعوت كرده اند ، همراه تنگه اى هستيم كه ما را به تنگه گلو و حصارچال مى برد ، مه كوهاى دور دست را در بر گرفته است ، اسمان با ابرهايش نور پردازى مى كند ، خنكاى هوا نوازش دل انگيزاى است كه به صورت هايمان ميخورد ، سنگها ياداور تاريخى ايست كه ادم ها و صعودها را روايت ميكند ، مسير سختى كوها را ياداور ميشود ، انقدر تكان تكان خورديم تا به تنگه گلو رسيديم .

تنگه گلو - ساعت ١٣:٤٥ 
تنگه كه رسيديم افتاب وسط اسمان را نشانه گرفته بود ، طولى نمى كشد كه راه مى افتيم و  ابتداى مسير از روى برفچال عبور ميكنيم ، جمع مان جمع شده و با دوستان جديد راه را مى پيمايم ، راه ما را به تماشاى كوها و رودخانه دعوت كرده ، زنبورها بر گلها مى نشينند و طعم گلها را برايمان روايت ميكنند، پلى چوبى ما را به انطرف رود خانه ميبرد و رودخانه اواز كوها را با صداى بلند مى خواند.مسير پاكوب با شيب ملايم همراه است وحدود ٢ ساعت بعد به حصارچال ميرسيم ، باد ارامى مى وزد و خنكاى برفها را به همراه دارد، عكس ميگيرم و كمى انطرف تر با يك گروه خارجى روبه رو ميشويم كه در حال ترك منطقه هستند و ما كمى جلوتر با تصميم جمعى كمپ ميكنيم عليرضا و ارش با چند تن از همران تيم خارجى مشغول صحبت هستند و ما هم مشغول برپايى چادر كه ارش و عليرضا با نآن محلى از راه مرسند و چادرها بر پا ميشوند و عليرضا و ارش به سمت دوستان رفته و ما را ترك مى كنند . 
ناهار ميخوريم ، باد كمى بيش ميوزد ، افتاب كوها را نشانه گرفته،  براى شستن ظرفها سرى به رودخانه ميزنم در همين حين مينا و اميد ميروند براى هم هوايى و اب سرماى برف را يادم مى اندازه ، كمى اطراف كمپ مى چرخم و براى لختى استراحت به محل چادرها بر ميگردم 

حصار چال ساعت ١٨:٤٥
اماده شده ايم تا براى هم هوايى كمى ارتفاع بگيريم و دو از  قلوهاى لشكرك ديدن كنيم ، مسير پاكوب روى بدن كوه نمايان است ، از چادرها فاصله مى گيريم ، تقريبا حال همه خوب است و شيب را به ارامى بالا ميكشيم ، از اين جا حصار چال نماى خاصى دارد ، چادر ها رنگ را به سبزينه اين زمين اورده اند و ما همچنان در راهيم ، افتاب كم رمق شده و كم كم غزل خداحافظى خواهد خواند ، انگارى همه دنبال ما راه افتادند ، هجوم تيم ها به سمت درياچه صحنه اى زيباى است كه تا بحال نديده بودم ، سر يال كه ميرسى حوضچه كوچكى ميبينى كه نقاشى اسمان در ان پيدااست ، از سمت چپ به حركت ادامه مي دهيم تا به قله برسيم . افتاب سوسو ميزند و رنگها كمتر به چشم مى أيند از قل اول كه رد شديم بر بالاى ان در زير برف چالى به قل دوم ميرسيم ، خيلى برزگتر به نظر مى ايد ، با رفتن افتاب ما هم عزم برگشتن ميكنيم ، هنوز انقدر تاريك نشده كه نياز به هدلامپ باشد ، با تيم مشهد گپى ميزنيم و سراغ دوست مشهد يمان را مى گيريم ، از اين دوستان كه جدا شديم تاريكى بخوبى نمايان بود ، چراغ چادر ها يكى يكى روشن ميشد ، هنوز در راهيم 
چند هد لامپى نزديكى هاى مسير مرجيكش در حركت هستند و حالا ديگر كاملا تاريكى حصار چال را فرا گرفته ، از اب مى گذريم و به چادر ها ميرسيم ، مينا و اميد برگشته اند و چند كلامى مهمان هم هستيم به توصيه دوستان دور تا دور چادر را سنگ چين ميكنم و در اخر براى خوردن شام به چادر ها برمى گرديم ، باد ارامى ميوزد و هرزگاهى قدرتش را گوشزد ميكند ، بوى سوپ جو بد جورى توى چادر پيچيده ، با النا جشن كوچكى ميگيرم و هر دومان گرسنه بوديم وحسابى سر خوردن يه قاشق بيشتر رقابت ميكرديم ، ساعت حوالى ٩ بود شام تمام شده بود مشغول جمع كردن كوله صبح بوديم ،از توى چادر سر ساعت حركت صحبت مي كنيم و قرار شد بين ٥ تا ٥:٣٠ حركت كنيم ، اسمان پر ستاره بود كه از چادر براى پر كردن ظرفهاى اب زدم بيرون ، اب واقعا سرد است وقتى برمى گشتم باد سر ناسازگارى داشت .

چادر - حصار چال بين ساعت ٩:٤٥ تا ٤:٣٠
باد دست بردار نيست و ارامش چادر ها را بهم زده است ، داخل كيسه خواب رفتم خوابم برد ولى مى دانستم خيلى ها خوابشان نخواهد برد حوالى ساعت ١٢ از خواب مى پرم النا ميگه كه أصلا خوابش نمى برد باد سكوت را از ما دريغ مى كند و سرما هم با اين باد دست به يكى كرده اند. بالاخره النا با چند توصيه خوابش ميبره ولى باد داره چادر را از جا ميكنه ، كم كم سنگينى خواب بر سنگينى باد غلبه ميكنه و دوباره محو تماشاى خواب ميشوم ، ساعت زنگ را فرياد مى زند ولى باد ول كن نيست ، چند دقيقه اى در كيسه مى مانم والنا بيدار شده و با ماساژ گرمش مى كنم ، بين چادرها اختلاف افتاده و در اخر قرار شد ٥:٣٠ حركت كنيم ،براى خوردن صبحانه به چادر على جمالى و حامد ميريم. 

حصار چال- ٥:٣٠ روز جمعه 
هوا تاريك است ، همه اماده اند ، وقتى راه مى افتيم چند نفرى هم به ما اضافه ميشوند ، ابتداى مسير من سر قدم هستم ،از رودخانه عبور ميكنيم ، هوا مناسب به نظر نمى رسد ، مه تمام قله ها را فرا گرفته ، باد هم كه ول كن نيست ، حالا جمالى سر قدم است و تيم شش نفره ما به ارامى به سمت قله حركت ميكند ، اميد عكس و فيلم ميگرد و من چندان حال عكاسى ندارم بيشتر دوست دارم ببينم ، همكلام پيش ميرويم ،مسير شيب مناسبى دارد و پاكوب به خوبى نمايان است ، به پيشنهاد على جمالى هدلامپ ها را خاموش ميكنيم ، على جمالى مثل هميشه به تيم انرژى مى دهد و مينا و اميد هم انگيزه تيم را دوچندان ميكنند ، هوا هنوز روشن نيست ، كه مسير تغيير ميكند و سنگ هاى ريز ودرشت كه سنگين راه را به دوش دارند ، تيمهاى زيادى در راه هستند و به هر تيم كه ميرسيم جمالى اواز سر مى دهد ، تيم مشهد ، كازرون ، تهران و نفراتى كه همه به دنبال رسيدن به قله هستند ، بايد براى رسيدن به مرجيكش يال را بالا بكشيم ،شيب مسير بيشتر شده ، النا كمى نگران به نظر ميرسد، لختى استراحت سرپايي نوشيدن جرعه اى اب و معجون مجزه اساى مينا و دوباره در راهيم ، هوا روشن شده ، و نزديكهاى مرجيكش هستيم كه مسير دالان مانند ما را كمى پايين تر  ميكشاند ، گه گاهى كه مه اجازه مى دهد مسير پاكوب نمايان ميشود ، بالاخره خط الرأس خرسان و جانپناه خرسان هم رخصت ديدن مى دهند ، در سمت چپ دره ايست كه با شيب زياد و سنگ هاى ريز و درشت  كه از مه پر شده و در سمت راست هم ديوار هاى بلند كه مو را به تن سيخ مكنند، هر يك ساعت كه ميرويم براى چند دقيقه اى را سرپا استراحت مى كنيم ، فقط چند ثانيه اى افتاب از پس ابر ها مى تابد و تا به نظاره اش مى نشينيم ، رخت بر مى بندد، كم كم تيمهاى كه صعود كرده اند را در راه برگشت مى ببينيم ، انگيزه تيم بيشتر ميشود ، قله پيدا نيست اصلا حال عكاسى ندارم ولى چند بارى دوربين را به هواى فيلم بردارى روشن ميكنم ، راه ميروم و فيلم ميگيرم ، همين كافى تا با چالش كشيده شوم ، چند دقيقه اى تا قله راه نماده بود ، براى روشن كردن دوربين مى ايستم ، همه جلوتر از من بودند و چند نفرى پشت من مى امدند كه همگام باشيم ، دوربين را روشن ميكنم و بدون كادر بندى دكمه ظبط فيلم را فشار مى دهم ، ال سى دى دوربين را باز ميكنم و در همين حال شروع به حركت ميكنم ، گام اول را برنداشته تعادلم بر هم مى خورد ، و به سمت پايين دره سر ميخورم ، كامل پهن شده ام ، اما سنگ ريزه ها قدرت تحمل وزن من را ندارند ، نگاهم ته دره را نشانه گرفته كه حس ميكنم كسى از بالا من را گرفت ، بازهم چندى پايين تر ميروم و يك دست كوله از تنم در مى ايد، كم كم همه اطرافيان متوجه ميشوند و حامد و اميد هم به كمك مى أيند از أنها ميخواهم كه دستكشم را در بيارند و دستم را بگيرند، به هر حال ختم به خير شد تا چند دقيقه اى پا هايم سست بود ، مينا ياداور ميشود كه اگر پايين ميرفتم تكه بزرگم گوشم بود و باز در راهيم ، ته دره يخچالها برف را به تصوير كشيده اند ،همين حوالى بود كه صداى فرياد ها به گوش ميرسد قله همين نزديكى ست و قله ، اشك ها يم سرازير ميشود ، بغض گلويه النا را گرفته و سجده شكر بجا مى اورد فرياد خدا را همه كوه شنيد ، مينا با لبخندش وارد قله ميشود و النا را در بغل ميگرد ، على جمالى همچنان اشك مى ريزد ، اينجا اسمان تخت سليمان ، اينجا علم كوه است . 
چند تا عكس به يادگار ميگيريم و چند دقيقه ديگر در راه برگشت ، من و النا با سرعت كمترى در راهيم و جلوتر ، نزديكهاى مرجيكش از تيم ميخواهيم كه جلوتر بروند و به كمپ برسند ، مينا ، اميد ، و حامد جلوتر ميروند و ما سه نفر ارام ارام در راهيم ، على براى همه تيمها اواز سر ميدهد ، باز افتاب وسط اسمان جا خشك كرده ، كمى انطرف تر مرز افتاب و مه را به تماشا مى ايستيم ، عجب حكايت دارد اين كوه ، يك دنيا عظمت ،يك دنيا زيبايي . با گروه مشهد هم گام ميشويم ، پايان مسير طولانى مرجيكش بچه با شربت و خوراكى از ما پذيرايى مي كنند ، به كمپ كه رسيديم ساعت ٢:٣٠ بود بساط ناهار پهن ميشود ، وقرار ميشود ساعت ١٦:٤٥ به سمت تنگه گلو بريم ، باد همچنان مى وزد ، مسير تنگه را مه گرفته و قله همچنان سر بر إبرها مى سايد ، افتاب گرماى دل نوازى دارد با باد تضادى ديدنى را به پا كرده ، چادر ها كه جمع شد عكس ميگيريم ، زباله ها را جمع مى كنيم و سر موقع راه مى افتيم ,از رودخانه عبور ميكنيم و كمى انطرف از افتاب غرق در مه ميشويم ، خنكهاى شبنم روى گونه هاى داغ مان بد جورى مى چسبد هنوز در راهيم ، انقدر هوا لذت بخش بود كه دلمم حواى رفتن ندارد، رودخانه اواز دل انگيز كوه را فرياد مى كشد و ما را به ديدن برفچالى دعوت ميكند ، از پل روى رودخانه برمى گرديم ساعت ١٨:٢٠ دقيقه ميرسيم تنگه گلو 
تا رسيدن به رود بارك مه و شبنم و كوه همرايمان كردند جايتان سبز ، به يادتان بوديم 

گیاه بنگدانه

بنگ‌ دانـه‌
نام علمى: Hyoscyamus niger 
از خانواده‌ سيب‌ زمينى:Solanaceae
نام های انگليسيى Henbane , Hogbean , Hyoscyamvs
نام‌هاي محلى : بذرالبنج‌، سكْران‌، ژوسكيام‌، ماش‌ عطار، بزربنگ‌، اجواين‌خراساني‌.
زمان‌گل‌ دهى :  ارديبهشت‌ تا مهر

عکس از کوشا کاشانی (آبسرد)

بنگ‌دانه‌ گياهي‌ است‌ علفي‌ و دوساله‌ و ارتفاعش‌ بين‌ 80 تا 100 سانتيمتراست‌ و برگهايش‌ پوشيده‌ از كرك‌ و چسبنده‌ است‌. گل‌ آذينش‌ گرزن‌ يكسويه‌ و جام‌گلش‌ نامنظم‌ و زرد روشن‌ است‌ و در روي‌ آن‌ خطوط‌ ارغواني‌ رنگ‌ ديده‌ مي‌شود.بوي‌ گلش‌ نامطبوع‌ و متعفن‌ است‌ و گاهي‌ بجاي‌ لكه‌هاي‌ ارغواني‌ لكه‌هاي‌ سياه‌برروي‌ گل‌ مشاهده‌ مي‌شود. ميوه‌ آن‌ كپسولهايي‌ است‌ با سرپوش‌ جداشدني‌.
 
برگهاي‌ بنگ‌ دانه‌ حاوي‌ آلكالوئيدهاي‌ هيوسيامين‌، اسكوپولامين‌،
كمي‌آتروپين‌ و هيوسي‌ پيكوين‌ است‌. ماده‌ سمي‌ هيوسيامين‌ موجود در اين‌ گياه‌ ماده‌اي‌است‌ مخدر و مسكن‌ و تمام‌ قسمتهاي‌ گياه‌ سمي‌ است‌.
قسمت‌هاي‌ مورد استفاده‌ بنگ‌دانه‌ برگهاي‌ خشك‌ شده‌ و گاهي‌ تمامي‌ گياه‌گلدار و دانه‌هاي‌ خشك‌ شده‌ كه‌ در پايان‌ تابستان‌ سال‌ اول‌ برگهاي‌ گياه‌ دوساله‌جمع‌آوري‌ مي‌شود و گياهان‌ يك‌ ساله‌ با آغاز گل‌ دادن‌ چيده‌ مي‌شوند. و تا60 درجه‌ حرارت‌ در سايه‌ يا آفتاب‌ خشكانده‌ مي‌شود.
خواص‌ و اثرات‌ دارويي‌: طبع‌ بنگ‌ دانه‌ خيلي‌ سرد و خشك‌ است‌. بنگ‌دانه‌داراي‌ خواص‌ آرام‌ كننده‌ درد، مخدر، ضد تشنج‌، خواب‌آور، آرام‌ بخش‌، ضداسپاسم‌، قابض‌ و بازكننده‌ مردمك‌ چشم‌ است‌.
از بنگ‌دانه‌ در موارد اختلالات‌ و ناراحتي‌هاي‌ تحريكي‌ اعصاب‌، تسكين‌سياه‌سرفه‌ و سرفه‌ و آسم‌، در بيماريهاي‌ تنفسي‌ مانند سرفه‌هاي‌ تشنجي‌، دردهاي با ‌منشاء ورم‌ روده‌، سردرد مزمن‌، درد مفاصل‌، سياتيك‌، نقرس‌، هيستري‌، تحريكات‌مغزي‌، بيماريهاي‌ دماغي‌ همراه‌ با هيجانات‌، بي‌خوابي‌، صرع‌، آنژين‌، خونريزي‌ ريه‌و خلط‌ خوني‌، انزال‌ زودرس‌، سل‌، برونشيت‌ مزمن‌ و احساس‌ چنگ‌زدگي‌ در معده‌و قولنج‌ها استفاده‌ به‌عمل‌ مي‌آيد.
ضماد عصارة‌ آن‌ با آرد جو براي‌ ورم‌هاي‌ گرم‌ و درد گوش‌ و چشم‌ مفيد است‌. وضماد عصارة‌ تخم‌ آن‌ با سركه‌ براي‌ نقرس‌، ورم‌ پستان‌ و ورم‌ بيضه‌ مفيد است‌.ساقه‌ برگدار تازه‌ گياه‌ در مصارف‌ خارجي‌ در رفع‌ دردهاي‌ عصبي‌، تسكين‌سردردها عصبي‌ و سردردهاي‌ يكطرفه‌ (ميگرن‌) به‌صورت‌ ضماد، بخور يا پماد نافع‌است‌.
ضماد آن‌ با آرد باقلا براي‌ جلوگيري‌ از بزرگ‌ شدن‌ پستان‌ و بيضه‌ها نافع‌ است‌.مزمزه‌ دم‌ كرده‌ ريشه‌ ژوسكيام‌ درد دندان‌ را تسكين‌ مي‌دهد.
اسكوپولامين‌ موجود در اين‌ گياه‌ داراي‌ خواص‌ آرام‌ كننده‌ سلسله‌ اعصاب‌ بااثر بسيار قوي‌ است‌ و از آن‌ در موارد درمان‌ و تسكين‌ بيماريهاي‌ عصبي‌، فلج‌هاي‌هيجان‌انگيز (پاركينسون‌)، و داءالرقص‌ استفاده‌ مي‌شود.
توجه‌: چون‌ تمام‌ قسمتهاي‌ اين‌ گياه‌ سمي‌ است‌ بايد با احتياط‌ در حد مجاز و بانظر كارشناس‌ گياه‌درماني‌ و پزشك‌ مصرف‌ شود. مصرف‌ بيش‌ از حد مجاز آن‌كشنده‌ است‌.

ایجاد بخش جدید به نام گلهای وحشی ایران  

 سلام دوباره 

در این بخش به معرفی گلهای وحشی ایران خواهم پرداخت که بصورت خودرو در طبیعت یافت میشوند  

لیلا اسفندیاری شیرزن یگانه ی کوه نوردی ایران به هیمالیا پیوست

با کمال تاسف، مطلع شدیم که امروز جمعه، 31 تیرماه 1390، لیلا اسفندیاری کوه نورد پرتوان و عضو باشگاه کوه نوردی و اسکی دماوند که برای صعود قلل گاشربروم 1 و 2 به منطقه قراقروم پاکستان رفته بود پس از صعود قله گاشربروم 2، به هنگام بازگشت در حین فرود از مسیر دشوار یخی در زیر قله، سقوط کرده و متاسفانه جان باخته است.

بر اساس گزارشات تلفنی سایر همنوردان ایرانی و خارجی که همراه لیلا در صعود قله شرکت داشته­ اند پیکر لیلا پس از 300 متر سقوط در ارتفاع نزدیک به 7700 متری جبهه­ی پاکستان در مکانی خارج از مسیرمتوقف می­شود.

هم اکنون سایر صعودکنندگان در صحت و سلامت در کمپ سوم مستقر می­باشند.

لیلا اسفندیاری پیش از این، با سرپرستی تیمی 6 نفره موفق شده بود قله دشوار نانگاپاربات به ارتفاع 8126 متر را صعود کند و سال گذشته نیز بر قله­ی کی­تو، دشوارترین کوه جهان ، تلاشی ستودنی انجام داده بود.

"نمایشگاه آموزش محیط زیست"

بدین وسیله از علاقمندان به محیط زیست و طبیعت دعوت می شود تا از"نمایشگاه آموزش محیط زیست ” که از ۲۷ لغایت ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۰ برگزار مي شود ديدن فرمايند.

 شايان ذكر است اين نمايشگاه به همت  کانون دوستداران محیط زیست دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی تهران در حاشیه سومین همایش ملی آموزش برگزار می گردد

این نمایشگاه با حضور ۱۲ تشکل زیست محیط فعال در حوزه آموزش و فرهنگ زیست محیطی برگزار می گردد و هدف آن معرفي عملکرد آموزشی این گروهها و ایجاد ارتباط بین گروهها، دانشجویان، افراد جامعه و متخصصین حوزه آموزش ایران حاضر در سومین همایش ملی آموزش می باشد.

در این رهگذر امید است تا تبادل افکاری بین گروه ها و  فعالان آموزش محیط زیست در حوزه های آموزشی غیر رسمی،  با متخصصین آموزش در دانشگاهها و مراکز آموزشی رسمی اتفاق افتد.

گروههای شرکت کننده در این نمایشگاه:

انجمن کوهنوردان ایران | انجمن حفظ محیط کوهستان | انجمن یوز ایرانی | انجمن طرح سرزمین | جمعیت زنان مبارز با آلودگی محیط زیست | کانون انسان پاک، زمین پاک | موسسه توسعه پایدار هرمد | انجمن سبز چیا، مریوان |  گروه هیلو، جنبش علفزار کرمانشاه |انجمن تنوع زیستی و ذخایر ژنتیکی آریانپات

زمان برگزاری : سه شنبه، چهارشنبه و پنج شنبه۲۷،۲۸ و ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۰

مکان برگزاری : تهران | لویزان | دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی، محل دائمی نمایشگاهها

بازدید برای عموم از ساعت ۱۰ صبح تا ۱۶ عصر آزاد می باشد.

لازم به ذکر است که در کنار این نمایشگاه کارگاهی نیز با عنوان “ نقش آموزش در فعالیت های زیست محیطی ” برگزار می گردد.

دلیل واقعی آواز پرندگان چیست؟

پرنده ها در هر محیطی که باشند، صدای آنها به گوش میرسد. آنها آواز خود را طوری تغییر میدهند که در محیط زندگیشان به خوبی شنیده شود. آواز یک پرنده میزان قدرت، سلامت و هوشیاری او را نشان میدهد، چون خواندن به انرژی نیاز دارد. تنها پرندگان قوی میتوانند آوازی بلند و مداوم بخوانند و در عین حال مراقب باشند که طعمه درندگان نشوند.

به نظر میرسد که بلندترین آواز جهان پرندگان متعلق به مرغ شاخه نشین ( Superb Lyrebird ) باشد. در جنگلهای متراکم استرالیا زندگی میکند. او میتواند آواز دوازده گونه دیگر را تقلید کند.

مرغ شاخه نشین

آواز بوتیمار هم یکی از بلندترین آوازهاست. علاوه بر این صدای بوتیمار تا فاصله زیادی از محل سکونت او شنیده میشود. بوتیمار شب و روز آواز میخواند به این امید که یک ماده به قلمرو او بیاید.

بوتیمار

اما بدون شک صدای کاکاپو ( نوعی طوطی ساکن نیوزلند، Kakapo ) از آواز همه پرندگان بیشتر پیش میرود. ترفندی که او برای تقویت صدای خود به کار میبرد، بی نظیر است. او ابتدا با پاهای خود چاله ای حفر میکند. سپس در این گودال مینشیند و هوا را به درون کیسه های هوای خود میکشد تا آنها را به آرامی پر کند. وقتی این کیسه ها پر از هوا میشوند، حجم آنها دو برابر میشود. سپس پرنده شروع به خواندن میکند. صدای او تا شش کیلومتر دورتر به گوش میرسد. کاکاپو ممکن است بیش از سه ماه هر شب برای پیدا کردن جفت آواز بخواند.
پرندهها صدایی را ترجیح میدهند که در محیط زندگی آنها تا مسافت دورتری شنیده شود. در جنگل صدا به درختان برخورد میکند و توسط برگها جذب میشود. در چنین شرایطی یک آوای کوتاه و یکنواخت بهترین سیگنال است. اگر پرنده دیگری یک بار آن را بشنود، میتواند صبر کند تا آواز دوباره تکرار شود؛ و اگر بخواهد میتواند به راحتی آن را دنبال کند و به خواننده آواز برسد. برخی پرنده های ساکن نواحی جنگل از صداهای زیر استفاده میکنند، چون این صدا پس از برخورد با زمین و درختان تغییری پیدا نمی کند. پرنده هایی که در دشتها زندگی میکنند، صداهای وزوزی ( Buzz ) را ترجیح میدهند. زیرا چنین صدایی در یک ناحیه باز مانند دشت، چمنزار یا ساوان، تا فواصل بسیار دور شنیده میشود.
آب جاری در رودخانه و جویبار سر و صدای زیادی ایجاد میکند و باعث میشود که صداهای دیگر به راحتی تشخیص داده نشود. اردک های آبی رنگ نیوزلند برای غلبه بر این مشکل، از آواهایی با فرکانس بالا استفاده میکنند.
شاید دیده باشید که بیشتر پرندگان قبل از شروع آواز، روی مکانهای بلند میروند. این کار برای آنست که صدایشان بهتر شنیده شود. وقتی پرنده از بالای یک درخت، یا روی نرده حیاط آواز بخواند، صدایش تداخل کمتری با موانع موجود در محیط پیدا میکند.

 کاکاپو

دسته ای از چکاوکها راه عجیبی برای این کار پیدا کرده اند. چکاوک در آسمان اوج میگیرد و پس از مدت کوتاهی توقف، ناگهان خود را به سمت پایین رها میکند. در همین حال شروع به آواز خواندن میکند.
به هر حال هر گونه ای راه حلی برای خود یافته است، اما به راستی چه پیامی با این آواز منتقل میشود که ارزش صرف این همه انرژی را دارد؟ خواندن آواز خطرناک هم هست، چون ایجاد این همه سر و صدا توجه شکارچیها را به سوی پرنده جلب میکند.

باسترک قهوه ای ( Brown Thrusher ) در آوازخوانی رکورد دار است. او بیش از دو هزار آواز مختلف اجرا میکند.

سعد ( Sedge Warbler ) نیز میتواند آوازهای طولانی و پیچیده ای بخواند. امکان ندارد سعد نر در طول عمر خود آوازی را دوبار به طور یکسان اجرا کند. هر آواز او تقریبا از ۵۰ جزء تشکیل شده است که ترتیب و انتخاب آنها دائما تغییر میکند.

سسک های مرداب ( March Wren ) برای تصاحب بهترین باتلاق با هم رقابت میکنند. این پرندهها بومی مناطق غربی آمریکا هستند. تعداد مرداب های این نواحی محدود است. پرنده نر آواز میخواند و پس از آن مدتی مکث میکند تا آواز پرنده رقیب را بشنود. نری که پیچیده ترین آواز را بخواند، بیشتر از همه مورد توجه ماده هاست و زودتر از بقیه جفت یابی میکند. جالب است بدانید که وقتی سسکها از مهاجرت برمی گردند، نرها آنقدر آواز میخوانند تا یک جفت مناسب برای خود پیدا کنند. اما پس از جفت یابی پرنده نر ناگهان آواز خود را عوض میکند و فقط یک آواز ساده و کوتاه اجرا میکند تا محدوده قلمرو خود را مشخص کند.
برخی گونه ها برای گسترش دادن آوازهای خود از صدای سایر پرندگان تقلید میکنند. مشهورترین مقلدان در دنیای پرندگان، چکاوک مرداب، مرغ مقلد، مرغ مینا، سار، مرغ آلاچیق و سینه سرخ آفریقایی هستند. سارهای اسکاتلند صدای گوسفندان را تکرار میکنند، در حالی که گروهی دیگر از سارها در منطقه اکسفورد انگلستان از موتور اتوبوس تقلید میکنند. مرغ شاخه نشین ( Superb Lyrebird ) میتواند صدای اره برقی و بوق ماشین را هم تقلید کند!

چکاوک مرداب در زمستان به آفریقا مهاجرت میکند و در تابستان به اروپا بازمی گردد. او علاوه بر آواز پرنده های اروپایی، آواز بسیاری از پرندگان آفریقایی را هم یاد میگیرد. چکاوک آواز ۷۰ نوع پرنده مختلف را میآموزد و تکرار میکند. پرنده ماده با شنیدن این آوازها میفهمد که او به کدام ناحیه از آفریقا مهاجرت کرده و به احتمال قوی، نری را انتخاب میکند که به همان ناحیه ای رفته که خود او زمستان را در آن گذرانده است.
اگرچه در بیشتر گونه ها پرنده های نر آواز میخوانند، اما گاهی مادهها نیز هنرنمایی میکنند. گونه ای پرنده ساکن دامنه های آلپ شناخته شده است که در آن، پرنده ماده برای جلب توجه نرها آواز میخواند. جفت گیری با نرهای متعدد، برای او یک مزیت محسوب میشود؛ چون بعدا همه آنها در پرورش جوجه به او کمک میکنند.

یک نمونه دیگر، توکای بال قرمز است. توکای ماده در فصل زاد و ولد دو نوع آواز میخواند. یک آواز را برای برقراری ارتباط با جفت خود به کار میبرد، ولی آواز دیگر را فقط وقتی میخواند که ماده های دیگر نزدیک شوند. به نظر میرسد آواز دوم نوعی هشدار به پرنده مهاجم باشد.

سینه سرخ اروپایی هم جزو این دسته از پرندهها محسوب میشود. در زمستان پرنده نر و ماده با هم آواز میخوانند، زیرا هر یک از آنها قلمرو جداگانه ای دارند. این کار به آنها کمک میکند تا در زمستان ( که ذخایر غذایی کم است. ) خوراک کافی داشته باشند.
از این دسته مثالها فراوان یافت میشود. شگفتیهای آواز پرندگان به حدی است که برای کشف آن سالها تحقیق و مطالعه لازم است. نکته مهم اینست که آواز پرندگان نه تنها زیباست، بلکه نقش مهمی در ادامه بقا آنها دارد.

سینه سرخ روبین robin

 

منبع:سایت زیست شناسی_پزشکی

برگرفته از سایت

http://vahsh.ir

ركاب زنی در بيابان مركزی با هدف آموزش جوامع بومی درباره گربه سانان

گزارش تصویری: محمد عظيمی، محمد جواد محسن پور و کوشا کاشانی تيم دوچرخه سواري كانون محيط زيست دانشگاه تربيت دبير شهيد رجايي پس از 3 روز تلاش توانشتند مسير مباركيه ورامين تا بادرود را با موفقيت ركاب بزنند.اين برنامه با هدف پاسداشت دهه تنوع زيستي در ايران و آموزش جوامع بومی و دامداران مسير حركت برگزار شد. ارايه توضيحات چهره به چهره و توزيع پوستر آموزشی يوزپلنگ ايراني از اقدامات آموزشي اين گروه در طول مسير بود

سبز پرس

تصویب افزایش سن معاینه فنی خودروها از 2 به 5 سال

هوای آلوده تهران را که فراموش نکرده اید !؟

این هم نوبر بهار

در حالي كه كلانشهر تهران از معضل آلودگي هوا رنج مي‌برد و۸۰درصد عوامل اصلي آلودگي هواي پايتخت خودروهاي درحال تردد هستند و در حالي كه خودروهاي نو در اروپا يكسال پس از توليد مكلف به دريافت معاينه فني هستند، بر اساس قانون جديد اخذ جرايم رانندگي، خودروهاي نو تا 5 سال از دريافت معاينه فني معاف شدند، موضوعي كه اعتراض مسوولان سازمان حفاظت محيط زيست را به همراه داشته است.

بر اساس قانون فعلي، خودروهاي نو تا 2 سال پس از تاريخ توليد نيازي به دريافت برگه معاينه فني ندارند اين در حاليست كه در قانون جديد اخذ جرايم رانندگي كه قرار است از 10 ارديبهشت ماه اجرايي شود، خودروهاي نو تا 5 سال از دريافت معايه فني معافند.

ركاب زني با دوچرخه در مسير مباركيه ورامين تا بادرود اصفهان

پاسـداشت دهـه تنوع زيستـي در ايـران

ركاب زني با دوچرخه در مسير مباركيه ورامين تا بادرود اصفهان

{31 فروردين تا 2 ارديبهشت 1390}

سال 2010 ميلادي را كه پشت سر گذاشتيم سال جهاني تنوع زيستي نام گذاري شده بود.مراسم پاسداشت يكساله اي براي تنوع زيستي و ارزش آن در پايداري زندگي بر روي زمين. اهميت موضوع و فعاليت هاي گروهها ، دولت ها و جوامع بين المللي در اين سال نسبت به افزايش آگاهي هاي مردم نسبت به تنوع زيستي با شعار " تنوع زيستي زندگي است، تنوع زيستي زندگي ما است " اين برنامه يك ساله را به تلاشي به عنوان دهه تنوع زيستي تبديل نموده است.

از سال 2011 تا 2010 از سوي سازمان ملل دهه تنوع زيستي اعلام گرديده است.در اين اعلاميه سازمان ملل، بر ابعاد اكولوژيكي، اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و اخلاقي موضوع تنوع زيستي پافشاري گرديده است.

 انسان ها خود بخشی از گوناگونی ارزشمند طبیعت هستند و این توانایی را دارند که آن را نیک نگه دارند یا نابود کنند. تنوع زیستی یا گوناگونی حیات برروی زمین، برای پایداری نظام ها و شبکه های زنده ای که سلامت، ثروت، خوراک، سوخت و خدمات حیاتی زندگی ما را تامین می کنند، امری ضروری است. فعالیت بشر باعث شده است که گوناگونی حیات برروی زمین با آهنگی بسیار سریع در حال ازدست رفتن باشد. این خسران برگشت ناپذیر برای انسان ها چیزی جز فقر به همراه ندارد و به نظام های پشتیبان حیات که همواره به آن وابسته ایم آسیب می رساند. اما ما می‌توانیم از این آسیب پیشگیری کنیم. بیایید به دست آوردهای خود برای حفظ تنوع زیستی بیندیشیم و به ضرورت چالشی که در آینده با آن روبه رو می شویم بیشتر بپردازیم.

همه ما می توانیم با زندگی به شیوه ای پایدار به تنوع زیستی و محیط زیست کمک کنیم. چگونه بر محیط زیست پیرامون خود تاثیر می گذاریم؟ رفتار ما چگونه دیگر زیست بوم ها و مردمان دوردست را تحت تاثیر قرار می‌دهد؟ نخستین گام ها برای بهبود وضعیت تنوع زیستی کمتر مصرف کردن، کمتر زباله تولید کردن، دوباره استفاده کردن و بازیافت کردن است؛ این حرکت های کوچک روزانه می تواند بسیار موثر باشد.

درباره تنوع زیستی و دیگر موضوعات زیست محیطی در منطقه و کشور خود آگاهی بیشتری کسب کنیم. پیش از آن که حرکت خود را آغاز کنیم لازم است اندکی بیشتر درباره تنوع زیستی بدانیم. می توانیم با پیوستن به نهادهای غیردولتی زیست محیطی و داوطلب شدن در حرکت های زیست محیطی منطقه خود، به تلاش جهني دهه تنوع زيستي ملحق شويم. نجات تنوع زیستی از دل جامعه آغاز می شود.. مصرف درست و عاقلانه با در نظر گرفتن تاثیر رفتار ما بر زیست بوم های سیاره مان بهترین راه برای حفظ و نگه داری و بهره مندی پایدار از تنوع زیستی سیاره مان است.

تيم دوچرخه سواري كانون دوستداران محيط زيست دانشگاه تربيت دبير شهيد رجايي تهران با هدف معرفي و پاسداشت دهه تنوع زيستي در ايران با همكاري تعدادي از گروهها و تشكلهاي حامي حيات وحش و محيط زيست قصد دارند با عبور از بيابان مركزي در مسير مباركيه ورامين تا بادرود اصفهان با هدف هشدار در باره انقراض گربه سانان بيابان مركزي ركابزني كنند.اطلاعات و شواهد و مطالعات علمي شاهدي بر وجود ارتباط معنادار بين آگاهيهاي زيست محيطي ساكنان جوامع بومي و حفاظت از حيات وحش و حفظ تنوع زيستي مي باشد.

اعضاي اين گروه با توزيع بسته هاي آموزشي و پوستر معرفي يوز ايراني و ديگر گربه سانان بيابان مركزي، قصد ايجاد حساسيت در بين جوامع بومي منطقه بادرود دارند.

انجمن يوز ايراني، انجمن حافظان محيط زيست بادرود، شهرداري بادرود، هيئت كوهنوردي بادرود، گروه كوهنوردي صبا بادرود اين تيم دوچرخه سواري را در راستاي فعاليت هاي آموزشي در منطقه ياري ميكنند.اين تيم حركت خود را در بامداد سه شنبه 31 فروردين از پاسگاه محيط باني مباركيه آغاز مي نمايد و در روز جمعه 2 ارديبهشت همزمان با روز جهاني زمين پاك در بادرود خاتمه مي دهد.

اعضاي تيم:

1-    محمد عظيمي | سرپرست برنامه

2-    محمد جواد محسن پور | مدير فني برنامه

3-    كوشا كاشاني | عضو گروه

 

حاميان برنامه:

-          دانشگاه تربيت دبير شهيد رجايي تهران | معاونت دانشجويي و فرهنگي | مديريت امور فرهنگي و فوق برنامه

-          انجمن يوز پلنگ ايراني

-          انجمن حافظان محيط زيست بادرود | شهرداري بادرود | هيئت كوهنوردي بادرود | گروه كوهنوردي صبا بادرود

-          كانون گردشگري آراد

-          باشگاه فرهنگي ورزشي تيرگان

-          موسسه كوهنوردي البرزكوه

-          ديده بان حقوق حيوانات

-          فروشگاه تجهيزات دوچرخه جباري

عبور با دوچرخه از بيابان بزرگ لوت

با هدف معرفي و پاسداشت سال جهاني جنگلها

تیم دوچرخه سواری کانون دوستداران محیط زیست دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی تهران متشکل از محمد (بهمن) عظیمی و محمد جواد محسن پور با هدف معرفی سال جهانی جنگلها و با شعار “جنگلها را بیابان نکنیم” قصد دارند مسیر بیرجند تا شهداد را با عبور از قلب بیابان لوت طي روزهاي چهارم تا هشتم بهمن ماه 1389 ركاب بزنند.
سال 2011 از طرف سازمان ملل، سال جهانی جنگلها، نامگذاری گردیده است. این سال در حقیقت جشنی    بین المللی با موضوع “جنگل ها برای مردم” معرفی گردیده است. 2011 فرصتی یک ساله است تا با آموزش مسئولان، متولیان، شهروندان و بخصوص مردم جوامع بومی، این عرصه های باقیمانده از اکو سیستمهای ضروری و پشتیبان حیات و تنوع زیستی در سیاره زمین را از تخریب و توسعه ناپایدار تا حد امکان حفظ نمود.
تعدادي از تشكلهاي ريست محيطي با تشكيل كمپيني ايراني در صدد تلاش براي پاسداشت و معرفي سال جهاني جنگلها در ايران برآمده اند. هدف از اين تلاش ارتقا سطح آگاهي افراد، شهروندان، دانشجويان ، كودكان و جوامع بومي كه مستقيم با جنگلها در تعامل هستند مي باشد.
آگاهي و شناخت از اولين موارد ضروري در بحث حفاظت و آموزش در باره محيط زيست به شمار مي آيند.

وب سايت www.forests.ir  ضمن انعكاس فعاليت گروه هايي كه به اين كمپين پيوسته اند، در نظر دارد با اجراي برنامه ها و فعاليت هاي مختلف با رويكرد آموزشي به افزايش سواد زيست محيطي در خصوص جنگلهاي ايران كمك نمايد

فرض کنیم در ایران هم یک پروانه بود! با او چه می کردیم؟

این مطلب از وبلاگ مهار بیایان زایی آورده شده(محمد درویش از فعلان زیست محیطی ) و این وبلاگ در لینک های البرز کوه موجود است.

پروانه، نامی است که از ۳۰ سال پیش، زمانی که جولیا لورن هیل- Julia Butterfly Hill – یک دختربچه شش ساله بود، برای خود انتخاب کرده است. در آن روز، وقتی که هیل به همراه خانواده خویش مشغول پیاده روی و گشت و گذار در طبیعت بودند، ناگهان یک پروانه روی انگشتانش نشست و در تمام مدت روز از آنجا تکان نخورد

این حادثه کوچک، اما به قدری برای آن دختربچه شش ساله شگفت آور و پر رمز و راز بود که سبب گردید از آن پس، مسیر زندگیش را تغییر داده و به یک سلحشور و فعال محیط زیستی بدل شود. کاری که بعد از سه دهه هنوز دارد انجام می دهد و نه تنها سبب شده تا بسیاری از مردم دنیا او و خدماتش را دنبال کرده و ارج نهند، بلکه آن پروانه کوچک را هم برای همیشه در تاریخ محیط زیست جهان، جاودان ساخت.
یادتان هست روزی از آن پنجره سبز سخن گفتم که پیامبر من شد؟ فکر کنم این پروانه هم پیامبر هیل بوده است! نبوده است؟

 

امروز یکی از خوانندگان فرزانه تارنمایم به نام عباس رسول زاده بیدگلی، به خاطرم آورد که ۲۷ آذر مصادف است با سالگرد روزی که یازده سال پیش در ۱۸ دسامبر ۱۹۹۹، پروانه توانست سرانجام طبیعت ستیزان آمریکایی را که قصد داشتند تا رویشگاه بلندترین و تنومندترین درخت دنیا ، موسوم به سرخ چوب غول پیکر یا Sequoia sempervirens را در جنگل هومبولت ایالت کالیفرنیا نابود کنند، از تصمیم خود بازداشته و تضمین دهند که هرگز به این درختان زیبا و یگانه آسیبی نخواهد رساند.
می دانید چگونه پروانه موفق به چنین کاری شد؟
او ۷۳۸ روز را در بالای یکی از همان درخت ها – که اینک به آن لونا (Luna) می گویند، سپری کرد!

باورتان میشود؟ یک دختر ۲۵ ساله از ۱۰ دسامبر ۱۹۹۷ تا ۱۸ دسامبر ۱۹۹۹ را در در ارتفاع ۵۵ متری از زمین و بر روی یک درخت زندگی کرد و تا تضمین نگرفت، از آن درخت پایین نیامد تا به همه ثابت کند، او پیامبر خود را یافته است و می داند که رسالتش در این دنیا چیست؟
پیش تر از ماجرای بارون درخت نشین برایتان گفته بودم، یادتان هست؟
جولیا هیل نشان داد که آن بارون می تواند مرد هم نباشد! در عین حالی که از مردان چیزی هم کم ندارد! دارد؟

گفتنی آن که خانم هیل، اینک به عنوان یک فعال محیط زیستی شناخته شده در جهان، اقدام های بازدارنده خود را فقط محدود به داخل آمریکا نکرده و برای نجات طبیعت کره زمین، فعالیت های خویش را همچنان ادامه داده و گسترش می دهد که می توانید برای آگاهی از جزییات این برنامه ها و فعالیت ها، به ویژه اثرگذاری اش بر روی رهبران برخی از کشورهای آمریکای لاتین به صفحه مربوط به او در ویکی پدیا مراجعه کنید.
خب، همه چیز را گفتم، جز پاسخ به پرسشی که در پیشانی این یادداشت هنوز می درخشد!

فرض کنیم در وطن عزیز ما، در ایران هم یک پروانه بود! دختری که دلش می خواست برای جلوگیری از قطع درختان در جنگل لویزان یا باغ گیاه شناسی نوشهر، برای مخالفت با احداث جاده ابر؛ برای اعتراض به نحوه مهار آتش در گلستان و زاگرس؛ برای جلوگیری از قطع درختان دنا به بهانه عبور لوله گاز؛ برای مخالفت با احداث سد پانزده خرداد، سیوند و …؛ برای دفاع از حق زیستن حیوانات؛ برای نجات دریاچه ارومیه و نخلستان های اروندکنار و رویشگاه مانگرو در نایبند و دریاچه بختگان و … اعتراض کند!
با او چه می کردیم؟!
تأمل در پاسخ این پرسش، شاید بتواند اندکی از دلیل تشدید بیماری جانفرسای طبیعت وطن و رواج وندالیسم را در جامعه امروز ایران برشما بنمایاند! نمی تواند؟

یادمان باشد:

آن که می خواهد روزی پریدن آموزد، نخست می باید: ایستادن، راه رفتن، دویدن و بالا رفتن آموزد. پرواز را با پرواز آغاز نمی کنند! میکنند؟

پرسش این است: آیا در نظام کنونی آموزش و پرورش مان، ما به کودکان مان – به دختران و پسران مان – ایستادن، راه رفتن، دویدن، پرسیدن، مقلد نبودن و اوج گرفتن را می آموزیم تا اینک از ایشان انتظار پرواز و پروانه بودن داشته باشیم؟

از ببرهای سیبری چه خبر ؟

سبزپرس- گروه محیط طبیعی- یکی از دو ببر سیبری که 9 ماه قبل وارد ایران شده بود روز گذشته در نهایت ناباوری جان باخت، در عین حال هوشنگ ضیایی مشاور معاونت محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست که در زمان ورود ببرها به ایران به نظر می رسید مسئولیت پروژه احیای ببر مازندران را بر عهده داشته، در گفتگو با سبزپرس این موضوع را رد و گفت: من در آن زمان صرفا یک مشاور بودم و بعد از ورود ببرها به ایران دفتر حیات وحش رسما مسئولیت این پروژه را عهده دار شده بود و هیچ وقت هیچ حکمی به عنوان مسئول این پروژه به من داده نشد، تنها بعد از وخیم تر شدن حال ببر نر، 10 روز پیش ابلاغیه ای دریافت کردم که برای معالجه ببر نر هماهنگی های لازم را با کارشناسان داخلی و خارجی انجام دهم. او همچنین می گوید یکی ازاهداف ورود ببر به ایران نجات میانکاله بود،چرا که بهانه خوبی بود تا میانکاله مجددا احیا شود
هوشنگ ضیایی، کارشناس حیات وحش و مشاور معاونت محیط طبیعی سازمان محیط زیست در گفتگو با سبزپرس گفت: موضوع ورود ببرها به ایران از اینجا آغاز شد که روسیه از ایران درخواست دو پلنگ کرد و بعد این موضوع مطرح شد که حالا ما در قبال این دو پلنگ که سازمان به روسها می دهد چه چیزی از آنها بخواهیم. من نیز با توجه به اینکه مقاله ای علمی در رابطه با قرابت ژنتیکی ببر مازندران با ببر سیبری به تازگی در یکی از نشریات علمی جهان منتشر شده بود پیشنهاد دادم تا دو قلاده ببر بگیریم و این موضوع نیز توسط سازمان پذیرفته شد.
 آمدن این ببرها بهانه خوبی بود برای اینکه پناهگاه حیات وحش میانکاله بار دیگر احیا شود و هدف سازمان نیز همین بود. وی افزود: بنابراین قرار شد میانکاله برای ورود ببرها آماده سازی شود اما وقتی ببرها به ایران آمدند، میانکاله به دلیل کمبود بودجه هنوز آماده نشده بود لذا قرار شد ببرها به مدت یکماه در باغ وحش ارم بمانند تا میانکاله آماده سازی شود.
در همین زمان دکتر صدوق، معاون محیط طبیعی سازمان محیط زیست از محل بودجه تحقیقات حیات وحش ، 80 میلیون تومان برای بازسازی و تجهیز دو تا از پاسگاههای میانکاله که مدتها بود رها شده بودند اختصاص داد و قرار شد اعتبارات لازم برای تامین نیروی انسانی این پاسگاهها هم تامین شود تا به تدریج زیستگاه آماده شود. ضیایی گفت: هدف اصلی برای ارائه پیشنهاد ورود ببر به ایران نجات میانکاله بود. میانکاله در آن زمان روی لبه تیغ قرار داشت و احداث پالایشگاه و جاده نیز از بزرگترین تهدیدات این زیستگاه بود. با این کار حداقل میانکاله سر زبانها افتاد و لااقل جلوی دخل و تصرفات غیر قانونی و ویلاسازی در سواحل آن گرفته شد.
GEF، یک میلیون و 600 هزار دلار برای احیای پناهگاه حیات وحش میانکاله اختصاص داد
ضیایی گفت: ورود این ببرها باعث شد تا طرح "احیای پناهگاه حیات وحش میانکاله" مورد موافقت تسهیلات جهانی محیط زیست(GEF) قرار گیرد و سازمان محیط زیست، موافقت GEF را برای دریافت یک میلیون و 600 هزار دلار برای پروژه احیای میانکاله دریافت کرد. ضمن اینکه در اجلاس ببر نیز ، که در روسیه برگزار شد، ظاهرا کشورهای عضو، قول هر گونه مساعدت برای احیای ببر در ایران را به آقای محمدی زاده هم داده بودند.
وی گفت : در این مدت فقط چند بار از من دعوت شد که به باغ وحش بروم ، مثلا وقتی می خواستند ببرها بیرون آورده و کنار هم قرار دهند به من گفتند که برای بازدید بروم. تااینکه 30 آذر ماه سال جاری، مدیر کل دفتر حیات وحش به اتفاق یکی از دامپزشکان سازمان نزد من آمدند و گفتند که ببر نر دچار اسهال خونی شده و خواستند که من به باغ وحش بروم و از نزدیک حیوان را ببینم. در بازدیدی که داشتم متوجه شدم از زیر دم حیوان چرک و خون خارج می شود. باغ وحش و همکاران حیات وحش سازمان نیز مسئولیتی در قبال ببر قبول نمی کردند.
 لذا سریعا موضوع را به دکتر صدوق اطلاع دادم و ایشان روز اول دی ماه در ابلاغی که به من داشتند، عنوان کردند با توجه به وضعیت وخیم ببر من هر کاری میتوانم با همکاری کارشناسان داخلی و خارجی برای انجام هماهنگی های لازم جهت مداوای حیوان انجام دهم.
ضیایی ادامه داد : من نیز از آقای دکتر گرگین که یکی از بهترین جراحان دامپزشک ایران است خواهش کردم و در حضور دامپزشکان سازمان و باغ وحش، ایشان ببر نر را بیهوش کرده و تحت عمل جراحی قرار داد. تا آن زمان نیز نه محیط زیست و نه باغ وحش هیچ اطلاعی از وجود یک نوع بیماری در میان شیرهای باغ وحش که منجر به مرگ دو قلاده از آنها شده بود، من ندادند. عمل جراحی با موفقیت انجام شد ولی دیدیم ببر هنوز خوب نشده و از بینی اش خونابه خارج می شود.
 از دکتر تقی پور و دکتر ملوک پور هم که از دامپزشکان زبده بودند در کنار دکتر گرگین و دامپزشکان سازمان کمک گرفتم. نمونه ای از ترشحات بینی ببر به آزمایشگاه خصوصی فرستاده شد تا علت مشخص شود و در این زمان مرتبا ببر با آنتی بیوتیک تحت درمان بود تا اینکه نتایج برخی آزمایشات نشان داد که به احتمال زیاد حیوان دچار بیماری "مش مشه" شده، البته نتیجه نهایی روز شنبه مشخص می شود.
 روز پنج شنبه نیز بالای سر ببر بودیم. در تنفس مشکل داشت و با همکار ی همین دامپزشکان سعی کردیم تنفس مصنوعی بدهیم اما نتیجه نداد و نهایتا ببر جان باخت.
احتمال تعطیلی باغ وحش تهران در روزهای آینده وجود دارد
 به گفته ضیایی، این بیماری عامل میکروبی دارد و مشترک بین انسان و دام است. این بیماری در اصل متعلق به فرد سمان است و احتمال دارد از طریق گوشت الاغ به گربه سانان بزرگ جثه منتقل شده باشد. اگر وجود این بیماری به تایید برسد قطعا باید سازمان دامپزشکی اقدامات جدی برای تعطیلی موقتی باغ وحش ارم صورت دهد.   وی همچنین خاطر نشان کرد: با اینکه مسئولیتی رسمی در قبال ببرها نداشتم و از مردن ببر نر بسیار متاسفم اما خوشحالم که حداقل با کمک دامپزشکان همکارم توانستیم علت این بیماری را شناسایی کنیم شاید باغ وحش تهران بتواند جلوی شیوع بیماری را در بین دیگر حیواناتش بگیرد.
 مشاور معاونت محیط طبیعی سازمان محیط زیست همچنین درباره اظهارات مدیر باغ وحش تهران مبنی بر ابتلای ببر نر به بیماری ایدز گربه سانان گفت: تست هایی در این مورد انجام شده و ظاهرا مشکوک به این بیماری هم بوده اما نتایج قطعی آزمایشات دامپزشکان هنوز اعلام نشده است .

ادامه این مطلب را در لینک زیر بخوانید

 http://isdle.ir/news/index.php?news=4702
 و ادامه ماجرا در وبلاگ دکتر ناصر کرمی بخوانید .

از نگاه دکتر کرمی بخوانید .

بله، متاسفانه شرط را من بردم
http://naserkarami.blogfa.com/


 

آرزوهای کاغذی (کاریکاتور و محیط زیست )

مهناز یزدانی  20/9/1389  روزنامه جام جم

مهناز یزدانی مورخه 8/10/1389  روزنامه جام جم



نام کاریکاتور:  داد  از دود 
 
روزنامه جام جم    ايمان نوري نجفي        1/10/۱۳۸۹
 
روزنامه جام جم    سعید صادقی 6/10/1389
 
 
برگرفته از وبلاگ کوهستان سبز
 

درخت کاری

فراخوان کاشت درخت در روز 12 ديماه

بدين وسيله به اطلاع می رساند طبق اعلام اداره کل منابع طبيعی و آبخيزداری استان تهران در پاسداشت سال جهانی جنگلها (2011) و آغاز سال جديد ميلادی، شهروندان ارامنه ساکن تهران در برنامه کاشت درخت در قالب پروژه "بکاريم برای زمين" شرکت و به غرس نهال در پارک جنگلی تلو در روز يکشنبه مورخ 12 ديماه جاری خواهند پرداخت.

شايان ذکر است که اين برنامه از ساعت 10 صبح آغاز خواهد شد.

بديهی است اطلاعات جزئی تر به محض دريافت از اين اداره  کل در اطلاعيه های بعدی درج خواهد

دستشویی صحرایی


بارها برای کسانی که به کمپ میروند پیش آمده که به محیطی بروند که فاقد سرویسهای بهداشتی باشد. لزوما همه روشهای دفع فضولات روشهای بهداشتی نیستند. دفع مواد زائد و فضولات رابطه مستقیمی با سلامت، بهداشت و لذت از طبیعت دارد. محل دفع فضولات به موقعیت محل، تعداد اعضا گروه و فصل دارد.
در کمپهای کوچک شما نیاز به حفر یک چاله گربه یا چاله تک نفره دارید. در تعداد نفرات کم هرکسی یک مکان خشک را انتخاب و اقدام به حفر یک چاله با عمق 20 تا 25 سانتی متر کند. پس از تخلی با یک تکه چوب آن را پخش و با خاکهای اطراف آن را کاملا بپوشانید.
در گروههای 12 نفره و بیشتر بایستی یک توالت عمومی ایجاد کنید. چاله ای به ابعاد 60 در 60 سانتی متر و به عمق 45 تا 60 سانتی متر حفر کنید. این چاله برای 20 نفر و مدت یک تا دو روز مناسب خواهد بود. اطراف چاله را از خار و خاشاک پاک کرده و آنها را در یک مکان نزدیک جهت کاور نهایی نگهداری کنید. حتما اشیائ نوک تیز را از محل دور کنید. هنگامی که فضولات تا ارتفاع 15 سانتی متری سطح بالا آمد روی آن را به طور کامل بپوشانید

مهمترین نکته در انتخاب محل پوشیده بودن آن و دور بودن از آبهای سطحی یا زیر زمینی است. محل مورد انتخاب بایستی حدود 100 متر از منابع آبی دور، در یک مکان خشک، دور از محل کمپ یا چادرها و محل پخت و پز و مسیر عبور و مرور یا جاده باشد.
پسماندهای انسانی در ذات برای طبیعت مضر نیستند، چنانچه در سفر هستید و مجبور به تخلی، یک مکان مناسب با خصوصیت آفتابگیر بودن را انتخاب کنید.
در زمستان امکان حفر چاله ممکن است سخت باشد لذا برای اینکه مطمئن شوید محیط آلوده نمی شود، منتظر شوید تا پسماند یخ زده سپس در دو پلاستیک در بسته قرار دهید.
شستشو
بی توجهی در استفاده از صابون، روغن بدن، کرم های ضد آفتاب، مواد نفتی و … می تواند باعث آلودگی آبهای زیر زمینی شود. قبل از شنا این مواد را شسته سپس وارد آب شوید. هیچگاه از صابون در هنگام شنا در آبهای تمیز استفاده نکنید. هنگام استفاده از صابون یک ظرف آب برداشته به مکانی خشک و به فاصله حداقل 100 متر دور تر از منابع آب بروید. تا آنجا که می توانید از صابون کم استفاده کنید و مطمئن شوید در یک مکان خشک با ارتفاع بالا در حال شستشو هستید. در زمستان می توانید از برفهای تازه با دستورالعمل بالا استفاده کنید.

ترجمه و اضافات: حامد پیمان خواه
منبع: کتاب امداد و نجات کوهستان (کانادایی)- انگلیسی

چگونه شدت ورزش را اندازه‌گيري کنيد

 

آيا مي‌دانيد شدت ورزش به چه معني است يا منظور از ورزش ملايم، متوسط و شديد چيست؟ وقتي ورزش مي‌کنيد از کجا بايد بفهميد که ورزش شما مفيد بوده و از شدت مناسبي برخوردار است؟ يا از همه مهمتر چطور مي‌توان شدت ورزش را اندازه‌گيري کرد؟ براي دانستن اطلاعاتي در مورد شدت ورزش مي‌توانيد از اين مقاله استفاده کنيد.

شدت ورزش يعني چه؟
شدت ورزشي که انجام مي‌دهيد، ميزان اکسيژن مصرفي‌اي که براي ورزش کردن مصرف مي‌شود و نيز ميزان کالري‌اي که هنگام ورزش مي‌سوزانيد را تعيين مي‌کند. در مورد ورزشهاي ايروبيک مانند پياده‌روي، شنا يا دوچرخه سواري هرچه ورزش براي شما سخت‌تر باشد شدت بيشتري دارد. به عنوان يک قانون عمومي ورزش با شدت متوسط بهترين است. اگر ورزش شما بسيار ملايم باشد به اهدافي مانند تناسب اندام يا کاهش وزن دست پيدا نمي‌کنيد و اگر بسيار شديد ورزش کنيد ممکن است خسته و فرسوده شويد، احتمال رها کردن ورزش زياد مي‌شود و خطر آسيب ديدگي نيز افزايش مي‌يابد. ورزش متوسط خطر آسيب‌ديدگي را کاهش مي‌دهد و شانس ادامه برنامه ورزشي و پيشرفت در آن نيز بسيار بيشتر مي‌شود.

چگونه شدت ورزش را اندازه گيري کنيم؟
اگر به دنبال روش ساده‌اي هستيد که نياز به محاسبات ندارد مي‌توانيد از اين روش استفاده کنيد. وقتي با شدت متوسط ورزش مي‌کنيد، ورزش براي شما قابل انجام است اما احساس مي‌کنيد که اين ورزش کمي براي شما سخت است. وقتي اين علائم را داريد بدانيد که شدت ورزش شما متوسط است:

تند‌تر از معمول نفس مي‌کشيد.

کمي تعريق داريد.

مقداري کشش در عضلات احساس مي‌کنيد.

روش ديگر براي تخمين شدت ورزش، تست صحبت کردن است. در ورزش با شدت متوسط شما مي‌توانيد جملات کوتاه را بگوييد اما نمي‌توانيد جملات بلند و دنباله دار را بگوئيد يا آواز بخوانيد!

اگر روش دقيقتري مي‌خواهيد و ترجيح مي‌دهيد از محاسبات کمک بگيريد مي‌توانيد از تعداد ضربان قلب استفاده کنيد. براي اين کار بايد ضربان قلب هدف را براي خود تعيين کنيد. وقتي که با آخرين توان ورزش مي‌کنيد ضربان قلب شما در حداکثر ميزان خود قرار دارد. اين ميزان را بشماريد. اگر شما يک فرد بالغ و سالم هستيد، شدت ورزش شما بايد تا حدي باشد که ضربان قلبتان بين 60 تا 85 درصد حداکثر ضربان قلب شما باشد. البته اگر بيماري خاصي داريد، سابقه مشکلات قلبي ريوي داريد يا دارو مصرف مي‌کنيد قبل از اين کار در مورد شدت ورزش بايد با پزشک خود مشورت کنيد.

ضربان قلب هدف را چگونه به دست آوريم؟
براي اينکه ضربان قلب هدف را براي خود تعيين کنيد به اين طريق عمل کنيد.

سن خود را از عدد 220 کم کنيد. عدد به دست آمده تقريبا بالاترين ميزان ضربان قلب شماست.

اين عدد را در 6/0 ضرب کنيد تا حد پاييني ضربان قلب به دست آيد.

همان عدد را در 85/0 ضرب کنيد تا حد بالايي ضربان قلب شما به دست آيد. اين دو عدد به دست آمده تعداد ضربان قلب مناسب شماست که حين ورزش بايد ضربان قلبتان در اين محدوده باشد.

چگونه ضربان قلب را چک کنيم؟
هنگام ورزش مي‌توانيد ضربان قلب خود را اندازه بگيريد. براي اين کار مي‌توانيد با دو انگشت خود در گردن، کنار ناي را لمس کنيد. حتما مي‌توانيد نبض را پيدا کنيد. ضرباني که زير انگشتان خود احساس مي‌کنيد نبض شريان کاروتيد است. همزمان به ساعت نگاه کنيد و تعداد ضربانها را به مدت 15 ثانيه بشماريد. در نهايت عدد به دست آمده را در 4 ضرب کنيد تا تعداد ضربان قلب شما در يک دقيقه به دست بيايد. مي‌توانيد تعداد ضربانها را با استفاده از نبض مچ دست نيز تعيين کنيد. براي اين کار بايد انگشتها را روي سطح داخلي مچ دست، در سمت نزديک به انگشت شست بين استخوان و تاندون قرار دهيد تا نبض شريان راديال را احساس کنيد. باز هم تعداد ضربان را در 15 ثانيه شمرده و آن را 4 برابر کنيد تا تعداد ضربان قلب در يک دقيقه به دست آيد.

اگر هنگام ورزش تعداد ضربان قلب شما در محدوده گفته شده قرار دارد شدت ورزش شما کاملا مناسب است. اگر ضربان قلب شما آهسته‌تر از محدوده‌ي هدف بود کمي به شدت ورزش اضافه کنيد و اگر ضربان قلبتان سريعتر از چيزي است که بايد باشد کمي ملايم‌تر ورزش کنيد تا به محدوده‌ي مورد نظر برسيد. به تدريج با پيشرفت در ورزش مي‌توانيد شدت ورزش را کمي افزايش داده و مجددا براي خود ضربان قلب هدف را تعيين کنيد.

دانستن شدت ورزش چه فايده‌اي دارد؟
اگر با شدت مناسب ورزش کنيد، منافع بيشتري از ورزش کردن خود به دست خواهيد آورد. در اين صورت به مرور زمان مي‌توانيد شدت ورزش خود را، متناسب با افزايش کارايي قلب افزايش دهيد. هرچه بيشتر به پيش مي‌رويد بدون اينکه فشار بسيار زيادي به شما وارد شود هم از منافع ورزش بيشترين استفاده را مي‌کنيد و هم به مرور زمان، شدت ورزش را بدون اينکه بار اضافي به قلب شما تحميل شود افزايش داده و به حداکثر خواهيد رساند.

آبان؛ ماه سیاه برای محیط زیست ایران

آبان 1389 بی‌شک یکی از سیاه‌ترین ایام برای طرفداران محیط زیست در ایران است؛ ماهی که همچنان در آن جنگل‌های بی‌نظیر بلوط در مریوان برای پانصد و بیست و نهمین بار در طول یک سال اخیر سوخت و هیچ نهاد مسئولی نخواست یا نتوانست دلایل این آتش‌سوزی پرتکرار را اعلام و یا آن را مهار کند.


متاسفانه در همین ماه فاجعه جنگل های گلستان هم رخ داد.

ماهی که در آن، مهم‌ترین و بزرگ‌ترین پارک ملی کشور، یعنی پارک ملّی کویر هم به دست متولیانش در سازمان حفاظت محیط زیست (و برخلاف ماده 8 قانون به‌سازی و حفاظت محیط زیست) مورد تجاوزی آشکار قرار گرفت و اجازه اکتشاف و استخراج نفت به سرمایه‌گذار چینی در آن صادر شد؛ آن هم فقط برای 100 میلیون دلار. در حالی که مردم اشتوتگارت بیش از یک سال است که در برابر اجرای یک پروژه 7 میلیارد یورویی موسوم به «اشتوتگارت 21» مقاومت می‌کنند، زیرا بیم آن دارند که با اجرای این پروژه، 300 اصله درخت نابود شود.

و غم‌انگیز‌تر و حیرت‌آورتر از همه آن که در هشتمین روز از آبان ماه 1389، دیرینه‌ترین باغ اکولوژی ایران و خاورمیانه در نوشهر به بهانه احداث جاده‌ کمربندی برای بندرگاه نوشهر مورد تجاوز قرار گرفت و در کمتر از پنج ساعت، بیش از 50 هزار اصله نهال، درختچه و درخت دو تا 25 سال در محوطه‌ای به وسعت هشت هکتار تخریب شد؛ آن هم با مجوز فرماندار شهر. باغ اکولوژی نوشهر را همواره با باغ فلورانس در ایتالیا و کیو در لندن مقایسه می‌کنند و از همین رو به عنوان یک میراث طبیعی ملی، دارای شماره ثبت 17795 در سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور است، اما به جای آن که قدر چنین مجموعه‌های بی‌نظیری را بدانیم و آنها را از منظر توریسم علمی/ پژوهشی حرمت گذاریم، با دست خود، تیشه به ریشه این مزیت‌های ناهمتای وطن می‌زنیم، چرا؟ مگر ما چند پردیس دیگر در ایران داریم که دارای تنوع زیستی گیاهی به میزان 1400 گونه در سطحی به وسعت فقط 35 هکتار باشد؟ آیا واقعاً همه دلیل بن‌بست شهر نوشهر و گره‌های ترافیکی آن، باید به باغی با مساحت 35 هکتار ختم شود؟ آیا نمی‌شد با تخریب چند باب منزل مسکونی در محوطه‌ خانه‌های سازمانی بندرگاه نوشهر و پرداخت هزینه‌های آن، راهی خردمندانه‌تر و کم‌هزینه‌تر یافت؟ چگونه است که مسئولان سازمان بنادر و کشتیرانی نوشهر به خود حق می‌دهند که به زور و تهدید و به پشتوانه 200 نیروی گارد ویژه‌ خود بخشی از ثمره‌ پژوهشی بیش از نیم قرن تلاش دانشمندان و محققان ایرانی و بین‌المللی را ظرف چند ساعت نابود کنند؟ آیا اینگونه می‌خواهیم دانش‌بنیاد و دانایی‌محور حرکت کنیم و نشان دهیم که «پژوهش» برای‌مان مقدس و ارزشمند است؟ تا کی باید نشان دهیم که اصل 50 قانون اساسی برای ما صرفاً یک اصل ویترینی است و هرگز حاضر نیستیم از منافع اقتصادی بخشی و کوتاه مدت برای حفظ حیات اجتماعی رو به رشد مردم ایران بگذریم؟ یادمان باشد اگر این بار در برابر متجاوزان به باغ اکولوژی نوشهر کوتاه بیاییم و آنها را به مجازات نرسانیم؛ باید برای همیشه با خاطره‌ این پردیس‌های زیبا و پژوهش‌بنیاد در عرصه منابع طبیعی کشور خداحافظی کنیم

با سپاس از پرستو هدایت زاده به خاطر ارسال این مطلب

یک دوچرخه سوار چه طور غذا بخورد؟


ابتدا، شما احتیاج به ذخیره گلیکوژنی کافی دارید که در کبد و عضلات انباشته شده و انرژی لازم برای دو ساعت اول دوچرخه سواری سریع را تامین می کند، ولی برای تامین انرژی در ساعت های بعدی رکاب زدنتان لازم است حداقل 250 کالری در هر یک ساعت مصرف کنید که بهتر است آن را دو قسمت کرده و میل کنید تا جایگزین انرژی در حال مصرف شما باشد.

اگر قصد دوچرخه سواری برای ساعت های متمادی را دارید، غذا خوردن به طور متناوب بسیار اهمیت دارد؛ مثلاً بر اساس ساعت تنظیم کنید تا برای پیشگیری از تغییرات ناگهانی در میزان قند خون، آمادگی داشته باشید. توصیه می شود به صورت پی در پی، غذایی سبک و کم حجم بخورید.بر اساس نظریات جدید، بهترین روش تغذیه برای دوچرخه سواران شامل 40 درصد کربوهیدرات، 30 در صد پروتئین و 30 درصد چربی است. اما یادتان باشد مصرف چربی ها و پروتئین ها برای روز ورزش مناسب نیست، بلکه در حین ورزش این کربوهیدرات ها هستند که به دادتان می رسند و انرژی مورد نیازتان را تامین می کنند.

بنابراین برای یک روز کامل دوچرخه سواری، سعی کنید از دو روز قبل برای انباشتن انرژی به صورت گلیکوژن، از مصرف ماکارونی یا مواد غذیی با شاخص قندی پایین مثل سیب زمینی شیرین بهره ببرید. در روز دوچرخه سواری سعی کنید از غذاهای چرب و دیر هضم و همچنین انواع حبوبات استفاده نکنید، چرا که هم برای تامین انرژی فوری مناسب نیستند و هم با ایجاد عوارض جانبی، مانع از دوچرخه سواری لذت بخشتان خواهند شد.

به جای خوردن غذای میان روز و به صورت یک جا و به مقدار زیاد، سعی کنید آنها را در وعده های غذایی متعدد و مداوم به صورت قطعات کوچک میل کنید.

غذا نخوردن در حین دوچرخه سواری باعث بروز پرخوری در پایان برنامه تمرین آن روزتان خواهد شد. جالب است بدانید که چربی ها در آتش کربوهیدرات ها می سوزند.

دکتر شهریار صادقی

رویاهای سرو نقره ای

چشمم که به آفتاب خورد، آدمهای زیادی را اطرافم دیدم .

ماشین ، مینی بوس ، هیاهو

اینها اینجا چه کار می کنند

دنبال چه می گردند و برای چه به این جا آمده اند.

من و دوستانم چند روزی بود که منتظر بودیم که در دل خاک خانه ای برایمان برپا شود.

ترس همه وجودم را فرا گرفته بود نکنه همه چیز خراب شود .

کم کم جمعیت آدمها زیاد تر میشد و من فکر های جور واجور را مرور میکردم آنقدر با خودم فکر کردم تا با این آدمها به تفاهم رسیدم .

درست فکر کرده بودم آنها آمده بودند تا به رویاهایم روشنی بخشند .

آنها آمده بودند آنها آمده بودند تا خانه ای برایمان برپا کنند .

کم کم هیاهو بیشتر و بیشتر شد .

جمعیت آدمها به سمت ما حمله ور شدند.

یکی بیل به دست ، ودیگری گالن آب به دست .

و حالا نوبت من و دوستانم بود که دست آدمها را لمس کنیم . آنهایی که به فکر آیندگان هم بودند . به فکر زمین ، به فکر آسمان ، به فکر آرزوهای سرو نقرای  

گوادال ها کمی گود تر میشد ، لباسهای سیاه مان را ازتن مان جدا میکردند و داخل گودال می گذاشتند.

خاک همه جای ریشه هایم را پوشانده بود و احساس خوبی من و دوستانم را فرا گرفته بود .

آب که به ریشه هایم رسید خیالم راحت شد که دیگر زنده خواهم ماند ، بزرگ خواهم شد، نفس خواهم کشید .

کم کم همه دوستانم را کنار خود میدیدم و آدمها یکی یکی میرفتند .

آنقدری که دیگر هیاهویی به گوش نمی رسید .

آنقدری که چشمم آدمی را نمی دید .

آنقدری که می دیدم که شاخه دوستانم در باد می رقصند .

اما یک چیز باقی بود .

حضور

حضور آدمهایی که به ما جان بخشیدند و رویاهایمان را نقره ای کردند .

آری حضورتان برای همیشه سبز خواهد ماند .

فراخوان عمومی کاشت مشارکتی 5000 درخت در پارک جنگلی تلو

در پی اعلام گروه مبنی بر همکاری با پروژه بکاریم برای زمین ریز برنامه و مشخصات محل کاشت درختان اعلام میگردد.


فراخوان عمومی کاشت مشارکتی 5000 درخت در پارک جنگلی تلو

 

به پيشنهاد اداره کل منابع طبيعی و آبخيزداری استان تهران و با هماهنگی های صورت گرفته توسط دبيرخانه پروژه "بکاريم برای زمين" با سازمانهای دولتی، سازمانهای مردم نهاد زيست محيطی، کانونهای دانشگاهی و شهروندان در روز جمعه 21 آبانماه 5000 هزار اصله نهال در قالب اين پروژه جهانی در پارک جنگلی تلو واقع در شمال شرق تهران کاشته خواهد شد.

لذا از شما دوستدار طبيعت دعوت می شود تا در اين اقدام زيست محيطی ما را همراهی کنيد.

 

مکان: تهران، پارک جنگلی تلو

زمان: جمعه 21 آبانماه 89

 

نکاتی چند:  

- یک وعده نهار سبک، وسایل شخصی، لباس گرم و کفش مناسب با منطقه به همراه داشته باشيد

- برنامه از ساعت هشت و سی دقيقه صبح آغاز و تا ساعت 12 ظهر ادامه خواهد داشت.

- همراهان این برنامه می توانند با وسائط نقلیه ای که صلاح می دانند در زمان مقرر طبق کروکی ذيل در پارک جنگلی تلو حضور به هم رسانند.

- چاله های کاشت، نهال و ادوات کشت در محل تعيين شده آماده می باشد.

- در تمام برنامه تابع برنامه ریزی های کارشناسان و مسئولین اجرايی باشیم.

- برای جلوگيری از هرگونه آسيب به طبيعت، از پراکنده کردن ظروف يکبار مصرف در منطقه خودداری کنيم.

برای کسب اطلاعات بیشتر می توانید با تلفن  66930777 تماس، یا با ایمیل irantrees@gmail.com مکاتبه و يا به آدرس اينترنتی www.irantrees.blogfa.com مراجعه کنيد.

 

آدرس پارک جنگلی تلو:

تهران- بزرگراه شهید بابایی – بعد از ورودی شهرک حکیمیه – کیلومتر پنج جاده قدیم لشکرک (جاده تلو)- تلو بالا- پارک جنگلی تلو

 

 

معرفی پروژه:

"بکاريم برای زمين" نام يک حرکت جهانی زیست محیطی داوطلبانه و عام المنفعه در راستای ارتباط انسان، درخت و محیط زیست است که توسط برنامه زيست محيطی ملل متحد تسهيل می شود. در حال حاضر اين پروژه در يکصد و هشتاد و پنج کشور جهان از جمله جمهوری اسلامی ايران در حال اجراست. هدف پروژه مذکور کاشت 12 ميليارد اصله درخت تا دی ماه سال جاری است. 

 

معرفی پارک جنگلی تلو:

این پارک به مساحت 940 هکتار و در شمال شرقی تهران، از شمال به دریاچه سد لتیان، از جنوب به جاده آسفالته لشکرک، از شرق به باقی مانده اراضی ملی شده تلو و از غرب به تاج سد لتیان محدود شده است.

  • حداقل ارتفاع: 1600 متر
  • حداکثر ارتفاع: 1950 متر
  • میزان متوسط بارندگی: 402 میلی متر
  • حداقل و حداکثر دما: 39.4 و 9- درجه سيلسيوس
  • متوسط تبخیر: 1637 ميلی متر
  • توپوگرافی منطقه: منطقه تپه ماهور و دارای شیب منطقه 35 تا 5 درصد و جهت شیب شمالی جنوبی
  • خاک: دارای بافت آبرفتی،لومی-شنی. Ph:7-8
  • فرسایش: آبی کم

 

پوشش گیاهی این پارک شامل، 75% سوزنی برگ و  25% پهن برگ است. سرو خمره ای، سرو نقره ای، کاج تهران، کاج سیاه، سرو خمره ای، بادام  کوهی  و پسته وحشی گونه های سوزنی برگ و عرعر، داغداغان، اقاقیا، زبان گنجشک، ارغوان، سنجد، چنار ونارون گونه های پهن برگ اين پارک را شامل می شوند. 

 

منبع تامین آب این پارک دریاچه سد لتیان است و روش آبیاری، آبیاری تحت فشار قطره ای می باشد.

اصول انجام فعالیتهای ورزشی (قسمت دوم )

حرکات کششی راهی برای تقویت ماهیچه ها

انواع حرکات کششی

بالیستیک
این حرکت در گذشته رواج بسیاری داشته اما در حال حاضر در میان ورزشکاران حرفه ای به دلیل خطرات احتمالی که در بر دارد چندان شایع نمی باشد. این تمرین باعث می شود که فرد با اندازه حرکت خود، ماهیچه ها را به بیشترین میزان کشیدگی که فراتر از حد طبیعی می باشد برساند. به عنوان مثال زمانی که عضله زردپی زانو را می کشید بالاجبار باید خم شوید که این حرکت شما را در یک موقعیت نامتعادل قرار داده و ریسک بروز آسیب دیدگی بالا می رود.

استاتیک
این حرکت نیازی به وجود یار ندارد و بسیار موثر و بی خطر می باشد. برای انجام آن خودتان را در حالت مقرر قرار داده و عضلات خود را تا آنجا که می توانید بکشید تا فشار لازم را در آنها احساس کنید. حرکت را پس از اندکی قطع کرده به شرایط عادی باز گردید و یک مرتبه دیگر آنرا تکرار کنید.

ایزوماتیک
این حرکت نیز یکی از حرکات بسیار خوبی است که بیشتر ورزشکاران در میان تمرین های خود به طور گسترده از آن بهره می برند. برای انجام آن شما نیاز به یک یار و یا دیوار دارید تا میزان سودمندی حرکت افزایش پیدا کند. مانند حرکت بالیستیک هیچ خطری را به همراه ندارد و فشار کمتری را نسبت به حرکت استاتیک به بدن وارد میکند. این حرکت برای قسمت هایی از بدن مثل ماهیچه های زردپی پشت پا اجباری میباشد.

چگونه حرکات کششی را انجام دهید
امروزه حرکات بالستیک چندان مفید شناخته نمی شوند، مگر اینکه شما یک ژیمناست و یا بالرین باشید. شما هیچ گاه نباید ماهیچه های خود را بیش از آنچه در حد توانایی شان است بکشید. اگر در هنگام انجام این تمرین احساس راحتی نمیکنید بنابراین باید از انجام آن صرفنظر کنید.

گرم کردن بدن پیش از انجام حرکات ورزشی بسیار مهم می باشد. گرم کردن بدن قابلیت انعطاف پذیری و انسجام ماهیچه ها را افزایش می دهد. به عبارت دیگر ریسک آسیب دیدگی در حین انجام حرکات کششی را که خود به عنوان حرکات جلوگیری کننده از صدمه دیدگی شناخته می شوند، را کاهش می دهد. همیشه به خاطر داشته باشید که حرکات کششی همان گرم کردن بدن نیستند! گرم کردن با حرکاتی از قبیل چرخش مفاصل، ایروبیک و نفس گیری همراه می باشد. نرمش های گرم کردن بدن را باید در حدود ۱۰ تا ۱۵ دقیقه انجام دهید.

حرکات کششی پس از گرم کردن بدن و قبل و بعد و در حین حرکات اصلی انجام میشوند. بهترین نتیجه زمانی پدیدار می شود که برای مدت زمان ۳۰ ثانیه در موقعیت کشش باقی بمانید. به جای اینکه بر روی نیمکت بنشینید و منتظر ست بعدی خود بمانید سعی کنید حرکات کششی انجام دهید.

در هنگام کشش عضلات خود را از یکدیگر جدا کنید. همیشه بهتر است که تک تک بر روی عضلات خود کار کنید به جای اینکه یکدفعه بر روی همه آنها کار کنید. جدا کردن عضلات از یکدیگر به شما اجازه می دهد تا کنترل بیشتری بر روی آنها پیدا کنید.

ماهیچه های مختلفی را بکشید

سینه
بر روی یک لبه (مثل درگاه در)  بایستید. بر روی لبه آن بایستید و دستان خود را اندکی بالاتر از شانه ها نگه دارید. بازوهایتان را به نرمی خم کنید و آرنج ها را به سمت پایین بیاورید. نیم تنه خود از کمر به بالا را به سمت مخالف بچرخانید تا در سینه خود احساس کشیدگی کنید.

شانه ها
شانه سمت چپ خود را با دست راستتان بگیرید. در همان حال که شانه چپ خود را گرفته اید، آرنج دست راست را با چانه خود همسطح سازید. با دست چپ خود آرنج مخالف را بگیرید. حالا آرنج دست راست را به سمت عقب بکشید و تا آنجا که میتوانید آرنج ها را به سمت خارج فشار دهید. همین کار را با شانه مخالف نیز انجام دهید. آرنج خود را بیش از اندازه تحت فشار قرار ندهید. بیشترین میزان فشار باید به دلیل کشش آرنج ها ایجاد شود.

عضله سه سر
دست خود را به طور مستقیم به سمت بالا ببرید. آرنج خود را مانند زمانی که میخواهید کمر خود را بخارانید خم کنید. از دست دیگر استفاده کنید و آرنج دست دیگر را بگیرید و به سمت عقب بکشید.

عضله دو سر
طوری بایستید که در مقابل شما یک سطح صاف قرار گرفته باشد ( مثل یک دیوار). دست های خود را به سمت دیوار دراز کنید و بکشید. کل دست ها و شانه ها باید به طور محکم با دیوار ارتباط برقرار کنند. سپس نیم تنه خود، از کمر به بالا را به سمت خارج بکشید و دست های خود را از طرفین تا آنجا که ممکن است بکشید.

کمر
آسانترین حرکت کششی برای کمر این است که چیزی را که دستگیره ای همسطح با شکمتان دارد، را بگیرید و سپس خم شوید ( مانند تعظیم ژاپنی ها) و سپس با کمک پاها خودتان را به عقب هل دهید. تنفس مناسب نتیجه را مطلوب تر خواهد ساخت.

کواد
در حالت ایستاده، زانوی سمت راست خود را خم کنید و با دست راست ، قوزک پا را بگیرید. قوزک پا را به سمت ران بیاورید. پای دیگر باید کاملا عمودی در روی زمین قرار داشته باشد. برای اینکه بتوانید تعادل خود را حفظ کنید می توانید دست دیگر خود را به جایی بگیرید. همین کار را برای پای دیگر نیز باید انجام دهید.

عضلات عقب ران
پای خود را در حال استراحت بر روی سطحی بالاتر از زانو ها قرار دهید و پای خود را آنچنان خم کنید که می خواهید با زانو پیشانی خود را لمس کنید. اجازه دهید که زانویتان به آرامی خم شود. حرکت را برای پای دیگر نیز باید تکرار کنید.

عضلات ساق پا
دست های خود را باز کنید و آنها را در مقابل دیوار، همسطح با صورت خود قرار دهید. یکی از پاها باید کمی نزدیکتر به دیوار باشد. پاشنه پای خود را از دیوار دور کنید و آرنج هایتان را خم کرده و صورت خود را به سمت دیواری که در جلویتان قرار دارد، بیاورید.

به خود کشش دهید
حرکات کششی جزء جدانشدنی تمرین های ورزشی هستند و از اسیب دیدگی جلوگیری می کنند. به انجام آن در قبل، بعد و در حین تمرینات خود ادامه دهید و به طور حتم هیچ گاه دچار گرفتگی و یا صدمات ورزشی در باشگاه نخواهید شد. و اصلا نگران حرف دیگران نباشید زیرا تمام حرفه ای ها در حین ورزش، حرکات کششی انجام میدهند .

روز کوه نورد بر تمام عاشقان کوهستان مبارک

ارفع کوه

سرو ته برنامه رو که زدیم چهل نفری شدیم که یکی نیامد ویکی دیگر جایش آمد

خیلی وقت بود که دلم برای کوله پشتی ام تنگ شده بود .

خیلی وفت بود که دلم برای کفش کوه تنگ شده بود .

خیلی بیشتر دلم برای صعود و دوستانم تنگ شده بود .

از این حرفها که بگذریم سوار بر اتوبوس شده ایم ، با علامت پلیس راه متوقف می شویم ، جریمه میشویم ، سرعت غیر مجاز ،دیر شده ، تعدادی منتظر اجازه ریس خواب گاه ، اجا زه صادر میشود ، دوباره در راهیم .

ورسک را رد میکنیم ،اوریم را پشت سر میگزاریم و به هلا احمر ارفع ده که رسیدیم بعد از پرسو جو راه  ده را پیش میگیریم هنوز راهی نرفته ایم که به تونل برمیخوریم که اتوبوس نمی تونه ما رو به ده برسونه .قرار میشه که نیسان مارو به ده ببره . در حال آماده شدن بودیم که قطار از روی پل میگزرد و سکوت را برای چندی در هم می شکند. نیسانها که از راه رسیدند آقای خادمی به استقبالمان می آید. کمک میکنیم تا اتوبوس تا نزدیکی هلال احمر جای برای خود تا فرادا پیداکنند و با نیسان ها به سمت امام زاذه در حرکتیم .

سکوت ، آسمان پر ستاره ، خواندن دوستان ...

آسمان را که می نگریم چشمانمان از ستاره پر میشود . آسمان از ستارها فرش شده و هر کدام برای کسی چشمک میزنند . به دنبال ستاره خودم میگشتم که به امام زاده رسیدیم . برای همه تازگی  دارد . درختی 800 به یمانها خوش آمد میگوید .

برای همه اسامی امامزاده جالب است .

ناهید یادش می افتد که سال پیش اینجا آمده .

خیلی زود همه سراغ کوله هایشان را میگیرند و بساط شام پهن میشود . شام شاهانه میخوریم و بعد از تقسیم جا و انجام کارهای فردا کیسه خوابها پهن میشود .

نمی دانم که چه شد ، چند نفری سریع خوابشان برد و چند ی دیگر آتشی به پا کردند و سیب زمینی ،چندی دیگر ساز خرخرشان کوک بود همچنان می نواختند. ومن چند ساعتی در کنار قبر امام زاده خوابیدم  و از صدای عبور متورسیکلتی از خواب می پرم  حوالی ساعت 4:30 بود جمالی در کیسه خوابش اینور و آن ور میشود تا 5:30 که دوستان را بیدار کنم چرخی میزنم .

یکی یکی دوستان بیدار میشوند و صف عریض و طویلی در انتظار دستشویی ......

صبحانه که خوردیم ، آماده که شدیم ، آفتاب که درآمده بود ، کوله ها که به دوش بود ، باتوم ها که به دست بود . هنوز در صف  انتظار در جا میزنند .

یه کمی از ساعت 7 گذشته بود که راه افتادیم . مسیر در امتداد روستا از وسط زمین فوتبال به سمت جنگل ادامه می یابد .

از زمین فوتبال که گذشتیم ، از ده  که جدا شدیم ، این بالا زنی با سه توله سگ زندگی میرد .

آن زن کر ولال بود .

چادر ،شب ، تنهایی و سوالاتی که در ذهنم همچنان باقیست .

سرعت تیم خوب است ولی هوا گرم است

گرم تر از رنگ های درختان پاییزی

گرم تر از زرد ،نارنجی و گرم تر از قرمز

کم کم وارد جنگل میشویم . درختان با رنگهایشان به استقبالمان می آیند. قارچها در زیر پاهایمان خوش آمد می گویند .

برگها برای گوشهایمان موسیقی از جنس خودشان می نوازند .

برای استراحت اول به سایه سار درختان رسیدیم .و آقای جمالی نگران پاکوب است . کمی از پاکوب جدا شده ایم . وبعد از استراحت ادامه می دهیم .

تا استراحت دوم شیب مسیر تندتر می شود .

مسیر دره را که پی میگیریم مطمئن میشوم که از مسیر اصلی را گم کرده ایم . ولی از مشخصاتی که در ذهن دارم می دانم  که راه اصلی انقدر هم دور نیست . از دره که بیرون آمدیم .درست از شیبی بالامیکشیم . آرش وگلنوش مسیر را گوش زد میکنند. ولی می دانم که باید به سمت چپ برویم .برای استراحت دوم انتهای شیب اتراق میکنیم . محمد صحرایی از مسیر گله می کند . وسراغی از فریدونی میگرد .

لختی استراحت می کنم  و خوارکی می خورم و به همراه علی جمالی به  دنبال مسیر اصلی می رویم . یک  راس به سمت چپ تراورس میکنیم . چند دقیقه ای دیگر مسیر اصلی را پیدا می کنیم . برمی گردیم تا با دوستان ادامه مسیر را پی بگیریم .

به سمت پاکب تراورس میکنیم . وقتی به پاکوب رسیدیم علی جمالی بهمن و معصومه را به انتهای تیم تبعید می کند . محمد صحرای و مژگان قصد دارند که ادامه ندهند و همینجا بمانند.

در ادامه مسیر چند کلامی با بهمن و مرضیه همکلام میشویم .

دوستان عکس میگرند و کمی حرص میخوریم .

جلوتر که رسیدیم مسیر به سمت راست  از جنگل خارج میشود .

بالای یال که برسیم قله نمایان می شود . شکارچی ها را در راه سلاح بر دوش میبینم .

پوکه های تفنگشان همه جای مسیر ریخته است

به یال که رسیدیم محیط بانان با موتور هایشان از راه می رسند

تیم از هم جدا شده و دوستان هر کدام ساز قله را کوک کرده اند و به سمت قله در حرکتند ولی انتهای تیم هنوز با هم گام بر میدارند .

قله ارفع به گامهایمان تبرک می گویند

 گامهایتان سبز ، جایتان خالی

دلم هوای دوستانی را دارد که نیستند......

با مردی همگلام میشویم . خوراکی میخوریم ، اصلاعاتی از قلل اطراف میگیریم و حرکت میکنیم .

در مسیر برگشت قرار است از گوسفند سرا عبور کنیم .

گوسفند سرا که رسیدیم جایی عجیبی بود .

آبی به سرو صورت میزنیم . جرعه ای مینوشیم  و عکس میگریم و حرکت میکنیم .

اسبی به کره اش یر می دهد .

کمی ان طرف تر  دو اسب دعوا می کنند . سگهای گله پارس می کنند . اسبها  روی دوپایشان ایستاده اند و با دست ضربه می زنند ، شیهه می کشند . ساهبان اسبها افسارشان را می گشند و  آرام میشوند .

می رویم تا به امام زاده برسیم . سرعت بیشتر شده و دوباره اشتباهی می روند . به مسیر اصلی میرسیم . در ره عکس میگریم . گپ می زنیم . خارو خاشاک به چشم فاطمه میرود .

چشمش را شستشو می دهیم . چشمش  را می بندیم و باز در راهیم .خدا کند چشمش چیزی نشده باشد .

خیلی زود نه خیلی دیر نه به امام زاده رسیدیم

هوا تاریک شده  . استقلال یک بر صفر برنده شده .

خوشحالی دوچندان شده است و خیلی زود تیم اول از ده جدا شده و با نیسان به سمت ماشین رهسپار  می شوند . ما معطل ماشین هستیم تا برگردد .بازار حمید گرم است .

ماساژ برتن دوستان می نشیند و من وجمالی هم از تیررس حمید دور نمی مانیم .

نیسان  که رسید از آقای خادمی

و امام زاده و درخت 800 ساله اش خدا حافطی میکنیم .

از مردمانی سخت کوش که سختی وسلامت را باهم به جان خریده اند

و ما که فرار است برگردیم

و برگشیتم

به تهران ،شلوغی ،دود ، ترافیک

به جمعیت فروان ، به مترو ،اتوبوس ، تاکسی

به صدای بوق ، ناهنجاری ها سلام می کنیم

سلامی به طول یک هفته ،

اما می دانم

خیلی زود از این دل بستگی ها جدا میشوم

و خیلی زود برمیگردم

خیلی زودتر در کوهها گم می شوم

خیلی زود  در ابرها غرق میشوم

خیلی زود به باران سلام میکنم

 خیلی زود ،زیر باران تن وجانم را خواهم شست

تنم را به برفها خواهم سپرد . سپید خواهم شد

آری خیلی زود بر خواهم گشت

                                                                           

اصول انجام فعالیتهای ورزشی (قسمت اول )

پیـش از اقـدام بـه فـعالیت هـای ورزشـی بـاید بدن را طی مراحلی برای حداكثر نتیجه و به حداقل رساندن آسیبهای جسمی آماده ساخت. هر برنامه ورزشی دارای ۲ مرحله بسیار با اهمیت و ضروری میباشد:

1-گرم كردن بدن(WARM UP): نخستین گام برای آغاز یك فعالیت بدنی گرم كردن بدن میـباشد. مزایای گرم كردن بدن به قرار زیر است:
- افزایش سرعت انقباض و از انقباض خارج گشتن عضلات.
- تسهیل مصرف اكسیژن. زیرا در عضلات گرم شده سرعت آزادسازی اكسیژن از هموگلوبینها افزایش می یابد.
- تسهیل جریانات عصبی و متابولیسم داخل عضلات بدن.
- افزایش جریان خون به عضلات.
- افزایش تدریجی حرارت بدن.
- كاهش آسیب ها و صدمات ورزشی به خاطر افزایش قابلیت ارتجاعی عضلات.
- كاهش گرفتگی عضلات و جلوگیری از افزایش ناگهانی فشار خون و حرارت بدن.
- آماده سازی سیستم عصبی،رباطها،مفاصل،عضلات،سیستم قلبی-عروقی و سیستم عصبی برای انجام فعالیت ورزشی خاص.
- بهبود جریان خون قلب و افزایش انعطاف پذیری عضلات.
- آماده سازی ذهن و روان ورزشكار.
اجزاء تشكیل دهنده مرحله گرم كردن
- دویدن آهسته به مدت ۵ تا ۱۰ دقیقه. هدف آن: افزایش حرارت بدن و عضلات.
- حركات كششی به مدت ۱۰ تا ۱۵ دقیقه. هدف آن: افـزایش دامنه حركت و نرم كردن عضلات.
- تمرینات ویژه ورزش مورد نظر به مدت ۱۰ دقیقه.

 
2- انجام فعالیت ورزشی مورد نظر.(کوه نوردی ،دوچرخه سواری ، شنا و.....)


3-سرد كردن بدن(COOL DOWN):پس از پایان یافتن فعالیت بدنی می باید اقدام به سرد كردن تدریجی بدن كرد. معمولا اغلب افراد این مرحله را حذف میكنند اما باید بدانند كه این مرحله بسیار مهم بوده و حذف آن می تواند منجر به آسیبهای نا خواسته گردد. مزایای این مرحله به قرار زیر است:

- كاهش احتمال سرگیجه و حتی از هوش رفتن به سبب تجمع خون سیاهرگی در انتهای دستها و پاها.
- كاهش تدریجی درجه حرارت بدن.
- كمك به پراكنده سازی و پاك سازی عضلات از مواد زائد حاصل از متابولیسم (اسید لاكتیك)تجمع اسید لاكتیك سبب درد عضلات پس از فعالیت بدنی میگردد.
- كاهش گرفتگی و درد عضلانی.
- كاهش سطح آدرنالین درخون.
اجزاء تشكیل دهنده مرحله سرد كردن
- دویدن آهسته به مدت ۵ تا ۱۰ دقیقه. هدف آن: كاهش تدریجی دمای بدن و زدودن مواد زائد حاصل از متابولیسم در عضلات.
- حركات كششی به مدت ۵ تا ۱۰ دقیقه. هدف آن: كاهش گرفتگی و درد عضلات پس از فعالیت بدنی و زدودن مواد زائد.
انعطاف پذیری (FLEXIBILITY):قابلیت عضلات و تاندونها برای كشیده شدن انعطاف پذیری نام دارد. در واقع انعطاف پذیری توانایی استخوانهای بدن در میزان حركت آنها در جهات مختلف حول مفاصل میباشد.
قدرت(STRENGTH):میزان توانایی عضلات برای اعمال نیرو در زمان كوتاه.
استقامت:(INDURANCE):میزان توانایی عضلات در انجام فعالیت گروهی در مدت زمان طولانی.
چالاكی(AGILITY):میزان توانایی فرد در تغییر دادن جهت حركت بدن بطور سریع.
تعادل(BALANCE):توانایی حفظ تعادل در وضعیت سكون و یا حركت.
سرعت(SPEED):توانایی حركت دادن بخش و یا تمام بدن بطور سریع.
حركات كششی(STRETCHING):حركات كششی بسیار ضروری و مفید میباشند انواع گوناگونی دارند كه به شرح زیر است:
- پویا(DYNAMIC): در این نوع حركات كششی عضلات نیز حركت دارند.شامل حركات آرام و كنترل شده ای میباشند كه به تدریج به سرعت و دامنه آنها افزوده میگردد. مانند بالا و پایین كردن دستها از ناحیه كتف. نباید آن را با حركات كششی بالستیك(BALLISTIC) اشتباه گرفت. حركات كششی بالستیك شدید بوده وهدف آن انجام حركات فراتراز دامنه حركت مفاصل و عضلات میباشد كه خطرناك بوده و انجام آن را توصیه نمیكنیم.
- ایستا(STATIC):بی خطر تر از بقیه میباشد. در این كششها در مفاصل حركت وجود نداشته و عضلات بتدریج كشیده میگردند. در واقع عضلات تا یك حدی كشیده شده و در همان وضعیت ثابت نگاه داشته میگردد (۲۰-۶ ثانیه). خود آن به دو نوع تقسیم بندی میگردد یكی حركات كششی ایستایی فعال مانند خم كردن و بالا آوردن پا از ناحیه كمر و بالا نگاه داشتن آن تنها توسط عضلات و دیگری حركات كششی ایستایی منفعل و یا غیر فعال مثلا همان مثال فوق اما نگاهداشتن پا در وضعیت ثابت با كمك دست و یا قرار دادن پا روی میز و یا گرفتن پا توسط فرد دیگر.
- ایزومتریك(ISOMETRIC):در این حالت همانند حالت حركات كششی ایستا حركت در مفاصل وجود ندارد. اما تفاوت آن این میباشد كه هرگاه عضله ای كشیده میگردد فرد سعی میكند نیروی مقاومی بر خلاف آن كشش اعمال كند مثلا در مثال فوق هنگامی كه پا بالا آورده میشود و روی میز قرار داده میگردد فرد به آرامی سعی میكند پای خود را به سمت پایین بازگرداند.
تقسیم بندی فعالیتهای بدنی، جلوگیری از كمبود آب حین تمرینات، مزایای ورزش...

بکاریم برای زمین

Iran : Sepehr Primary School students from Iran gathered at Pardisan Park on 6th March 2007 (Tree Planting Day in Iran) to plant trees

بکاريم برای زمين

گروه کوه نوردی البرز کوه آمادگی خود اعلام میدارد.

بدين وسيله از شما دوستدار طبيعت و محيط زيست دعوت می شود که نظرات، پيشنهادات، ديدگاهها، توانمنديها و امکانات خود را جهت انجام اين پروژه تا تاريخ 15 مهرماه سال جاری به پست الکترونيک irantrees@gmail.com ارسال داريد.


طراحی شیشه دوستدار پرندگان

پرندگان هنگام پرواز شیشه ها را نمی بینند. حتماً تا به حال با صحنه برخورد پرنده ای با شیشه منزل یا محل کارتان مواجه شده اید. خب چه اتفاقی افتاده؟ احتمالاً زمانی که به بیرون نگاه انداختید یا پرنده کوچک مرده یا به شدت زخمی شده. صحنه بسیار دلخراشی است. ‏

خوشبختانه یک کمپانی آلمانی به نام Arnold Glas که نگران سلامت این دوستان کوچک بوده راه حلی برای این مشکل پیدا کرده که جالب است شما هم بدانید. Ornilux نام شیشه ای است که این کمپانی اختراع کرده. این شیشه دارای پوشش ماوراء بنفش خاصی است که برای ما نامرئی است ولی با چشمان پرندگان به دلیل اینکه طول موج زیر ۴۰۰ نانومتر را می بینند، قابل رؤیت است. ‏

مدل جدیدی از این شیشه که به آن Ornilux Mikado گویند٬ یک گام جلوتر رفته. بر روی آن با اشعه ماوراء بنفش خطوطی مشبک همانند تار عنکبوت ایجاد کرده اند. عنکبوتها برای جلوگیری از خراب شدن تارهایشان توسط پرندگان آنها را به گونه ای طراحی می کنند که باعث میشود پرندگان به طرف آنها پرواز نکند. در شیشه جدید هم از همین ترفند عنکبوتها استفاده شده و طرح نامریی روی شیشه مشابه تار عنکبوت است. با تستهایی که صورت گرفته کاهش ۷۵ درصدی این اتفاقات مشاهده شده است. ‏

بر اساس تحقیقات انجام شده توسط این کمپانی روزانه حدود ۲۵۰ هزار پرنده در اروپا و سالانه ۱۰۰ میلیون پرنده در امریکا در اثر برخورد با شیشه ها کشته می شوند. بنابراین استفاده از این شیشه کمک بزرگی برای نجات جان پرنده ها خواهد بود. ‏

چیزی که ما می بینیم

چیزی که پرنده می بیند.

نوشته شده توسط پرندگان ایران

http://www.iranbirds.com/fa/news/164-latest/309-bird-friendly-glass.html


دکتر پرویز رجبی یادگاری از عباس جعفری

دلم برایش تنگ شده . دلم برای عکسها یش تنگ شده . گه گاهی صدایش را گوش میکنم و هر باری نکاتی را می آموزم  .

عباس جعفری را می گویم

به آزاد کوه سر می زنم

جند خطی می خوانم 

دلم تازه می شود

دوباره در این روزها دلم هوای شده . به جزوهایم سر میزنم .

جندق و ترود  را از میان کتاب هایم جدا می کنم

هر روز دارم جندق ترود را همرا با عباس می خوانم .

آری هر لحظه با تو بودن دنیایی از آموزش است . هر لحظه با تو بودن دنیایی است به وسعت سفرهایت .

به وسعت چشمهایت و

من

چشم باز می کنم تا بیشتر ببینم

گوش باز می کنم تا بیشتر بشنوم

وبیشتر ازتو یاد بگیریم 

از تو یاد گرفتم که قدر مردانی را بدانم که دلشان برای این خاک می تپد.

یاد گرفتم قدر مردمانی را بدانم که قدر این خاک را می دانند.

دکتر پرویز رجبی را عباس جعفری سر کلاس ایلات وعشایر ایران معرفی کرد و من آشنایی با نوشته های ایشان را یادگاری از عباس می دانم.

http://parvizrajabi.blogspot.com/

لینک روز نوشته های ایشان را به لینک ها اضافه کردم تا دیگر دوستان هم استفاده کنند.


---- نظر سنجی برای انتخاب روزی ملی بنام روز کوهنورد ----

15/11/1388 , نزدیک به 20 کوهنورد , از شهرهای مختلف با قومیتهای متفاوت برای نجات جان چند بهمن زده و حادثه دیده , جان خود را در خطر بزرگی قرار دادند و برای نجات انها شجاعانه شتافتند که این فداکاری سبب نجات جان چند نفر و پرواز روح چند نفر از انها شد.
×××نکته مهم و دلیل انتخاب این روز ×××
در این روز , حضور داوطلبانه و عاشقانه و شجاعانه کوهنوردان شهرهای مختلف (بیش از 150 کوهنورد) در قالبهای انفرادی ,تیمی , باشگاهی و حتی صنف لوازم کوهنوردی فروش و ... در اسرع وقت , برای یاری و همدلی با همنوردانشان بود که براستی موثر بود و موجب ایجاد فرهنگ همدلی و هماهنگی در تمام زمینه های خوب و خوش و یا بحران و سختی , در اذهان حاضران و شنوندگان و کوهنوردان گردید.
نامگذاری چنین روزی بنام روز کوهنورد , موجب قوت فرهنگ همنوردی , همدلی , همیاری و فداکاری و ××× در کنار هم بودن ××× میان کوهنوردان میگردد.
و
با توجه به بازتاب جهانی این روز و حضور طیف وسیعی از تمام فعالان کوه اعم از حرفه ای , اماتور , باشگاهی , گروهی , هیاتی , فدراسیونی , انجمنی , پیشکسوت , مربی , خانم , آقا , وبلاگنویس , کوهنوردان منفرد , فروشندگان لوازم , کوهنوردان دانشجو و ...
×××از سراسر ایران×××
جایی برای گله گذاری بدلایل مختلف برای کسی باقی نمیگذارد.
امیدوارم از این پیشنهاد , پس از بررسی کامل خودتان , حمایت نمایید.

با سپاس
سینا دهقانی
12/05/1389
SINDAL1@YAHOO.COM
(بزودی کتابی در مورد این روز)

پنج کوه خطرناک جهان

  مناظر خيره کننده، طوفان‌هاي برفي مرگبار و سرگرمي پرهيجان؛ تعريف و تفسيرهايي هستند که برزبان کوهنوردان و صخره نوردان فاتح مرتفع‌ترين قله‌هاي جهان براي معرفي اين کوه‌ها به کار گرفته مي‌شوند. کوهنورداني که تمايل و عطش دروني خود را مقدم برهمه چيز دانسته و با به خطر انداختن زندگي خود براي دستيابي به بلندترين نقاط زمين گام برمي‌دارند.

در اين بين، قله‌ها و ارتفاعاتي وجود دارند، که به شهادت تاريخ، در مواردي متعدد، اين طعم شيرين فتح را با اختتاميه‌اي تراژيک مي‌آميزند تا خود را به عنوان خطرناکترين قله‌هاي جهان معرفي کنند. آنچه در ادامه مي‌آيد معرفي پنج کوه خطرناک جهان است که توسط سايت توريزم ريويو، انتخاب شده اند.

آناپورانا؛ نپال:

 
خطرناکترين قله جهان، کوهي است که با ارتفاع هشت هزار و 91 متري خود، دهمين کوه مرتفع ناميده شده است. آناپورا که آنرا الهه برداشت محصول نيز مي‌نامند براي اولين بار در سال 1950 فتح شد و از آن زمان تاکنون 130 کوه نورد ديگر نيز موفق به رسيدن به نوک قله آن شدند. با اين وجود کشته شدن 53 کوه نورد در مسير صعود به اين قله نرخ حوداث مرگبار در آن را به 40 درصد رساند، که در اين بين آناپورا را تبديل به خطرناکترين کوهستان جهان کرد.

کوهستان کي2؛ پاکستان، چين:

 
کوهستان کي 2 در سلسله جبال کاراکورام،‌ دومين قله مرتفع جهان با ارتفاع هشت هزار و 611 متر به شمار مي‌رود. اين کوه که " کوهستان وحشي" لقب گرفته يکي از خطرناکترين قله‌هاي جهان نيز نام گرفته است. عبور از يخچال‌هاي پر پيچ و خم، صعود از صخره‌هاي پر شيب و طي کردن مسيري با ستون‌هاي يخي که هر لحظه خطر سقوطي ناگهاني را در بر دارند، ساده ترين راه‌هايي هستند که کوهنوردان را به قله رهنمون مي‌کنند. آمار حوادث مرگبار در اين کوهستان بسيار بالا است به نحوي که از هر چهار کوهنورد، تنها سه نفر زنده به قله دست پيدا مي‌کنند

کوهستان نانگا پاربات؛ پاکستان:


اين کوهستان که ارتفاعي هشت هزار و 126 متري دارد، نهمين قله مرتفع جهان بوده و از نظر سعود سومين کوه پر خطر جهان به شمار مي رود. اين قله که در رقابت تنگاتنگي با k2 از لحاظ مشکلات فني صعود است، بخوردار از راه‌هاي و مسيرهاي باريک و صعب العبوري است که رسيدن به نوک قله را براي کوهنوردان بسيار مشکل و سخت کرده است. بلندترين دامنه اين کوهستان تا سطح زمين را مي‌توان در ضلع جنوبي آن جست، جايي که به دامنه روپال شهرت داشته و ارتفاع آن با کوهپايه بيش از 4600 متر است. لازم به ذکر است به دليل مشکلات و سختي‌هاي صعود به قله و به دليل دامنه خطرناک آن، نام اين کوه را " آدم خوار"‌گذاشته اند.

 کوهستان کانگچنجونگا؛ نپال، هند:‌
اين کوه با ارتفاع هشت هزار و 586 متري خود، سومين کوه مرتفع جهان ناميده شده است. نرخ حوادث جاني در اين کوهستان طي سال‌هاي اخير به 22 درصد رسيده که منجر شده است "کوهستان پنج گنجينه برفي" برخلاف روال جاري، متاسفانه داراي شمار بالاي حوادث منجر به مرگ باشد. حوادثي که در بيشتر مواقع به دليل شرايط بد و سخت آب و هوايي آن به وجود آمده اند. اين کوه براي اولين بار در سال 1955 توسط يک تيم کوه نورد انگليسي فتح شد، اما آنها به دليل احترام به عقايد ساکنان بومي اين منطقه که قله را مکاني مقدس مي شمردند، آن را به صورت کامل فتح نکرده و چند متري پايين‌تر از آن را انتخاب کردند. سنتي که از آن روز به بعد توسط ديگر فاتحان اين کوه نيز رعايت شد.

کوهستان ايگر؛ سوييس:

 
به آلپ مي‌رويم. بسياري از صخره نوردان نوردواند(The Nordwand)،‌دامنه شمالي کوهستان ايگر را به دليل سختي و خطرناک بودن آن مي‌شناسند. پس از فتح شدن اين قله در سال 1938 تاکنون اين دامنه شمالي، مورد توجه و علاقه بسياري از صخره نورداني قرار گرفت که اين کوه 3970 متري را ديواره مرگ نام نهاده بودند. با اين وجود، و برخلاف چهره مرگبار خود، اين کوه زيبايي دلچسبي نيز دارد و آن خط آهني است که از تونل وسط کوه عبور مي‌کند. در مسير اين خط آهن دو ايستگاه قرار دارد که مسافران مي‌توانند با هربار توقف قطار در اين دو مقطع از طريق پنجره‌اي که روي ديواره کوه نصب شده مناظر بيروني آن را به وضوح تماشا کنند. اين راه آهن به ايستگاهي به نام جونگفروجوک،‌ مرتفع‌ترين ايستگاه راه آهن اروپا ختم مي‌شود.

منبع : سايت ميراث آريا

رافتینگ یا قایق سوار در آبهای خروشان

قایق‌رانی در آب‌های خروشان یک فعالیت سنگین ورزشی است که در آن از یک قایق کوچک برای پاروزنی در مسیر یک رودخانه استفاده می‌شود. معمولا برای افزایش هیجان آن، این کار در مسیرهای خروشان آب انجام می‌شود. این فعالیت از دهه ۷۰ میلادی به صورت یک ورزش محبوبیت پیدا کرد.

از جمله نکات قابل توجه در این ورزش درجه بندی رودخانه هاست .درجه ها از 1 تا 6 می باشد . در درجه یک حتی کودکان اجازه ورود دارند زیرا میزان خروشانی رودخانه بسیار جزیی می باشد .در درجه 6احتمال مرگ ورزشکاران بدیل عوارض بسیار خطرناک در مسیر رودخانه می رود و فقط افراد بسیار فنی می توانند در ان قایقرانی کنند. در ایران رودخانه های زیادی وجود دارد که در آن این ورزش انجام می گیرد.

رفتینگ به معنی "کلک سواری" و یا "قایقرانی در رودخانه‌های خروشان" است که به انگلیسی White Water Rafting نامیده می‌شود. این فعالیت تفریحی-ورزشی بسیار جذاب و هیجان‌انگیز بوده و یکی ار بهترین نمونه‌های سفرهای اکوتوریستی، توریسم ماجراجویانه و توریسم ورزشی است. رفتینگ یکی از پرطرفدارترین شاخه‌های گردشگری بوده و شرکت‌های توریستی طراز اول بسیاری در سراسر دنیا به صورت تخصصی اقدام به طراحی و اجرای اینگونه سفرها می‌نمایند.

منبع :http://fa.wikipedia.org